و ابعادك و اجعلنا من اخص عارفيك و اصل عبادك . « 1 »
بدينترتيب نشانهء قرب ، انس است و نشانهء انس ، ذكر است . يعنى هركس كه خدا انيس و ياور اوست هم احساس غربت و بىكسى بيشتر مىكند و هم براى خدا دلتنگى مىنمايد و دائما ذكر او را بر زبان دارد و لسان حال او اين است :
يا مونس كل غريب يا صاحب كل وحيد .
و هرچه ذكر خدا را بيشتر كند بر محبت و لذت انس او افزوده مىشود .
ابى عبد الله عليه السّلام از قول رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود :
من اكثر ذكر الله عز و جل ، احبه الله و من ذكر الله كثيرا ، كتبت له برائتان : برائة من النار و برائة من النفاق .
« 2 » « نفاق » در اين جا به معنى فاصله گرفتن از مقام انس و سرور قرب است ، سالك چون غرق در سرور و عيش حضور است ، هرچه بيادش آيد يا ذكر خداى متعال محوش مىكند و از خواطر مىزدايد حتى اگر حور و غلمان بهشتى باشد .
به قول استاد علامه حسنزاده آملى :
زاهد ز قصورش به سر حور و قصور است * ما را سر سوداى دو زلف تو بس هستى
جان حسن آهنگ سر كوى تو دارد * چون مرغ جنان است و جهانش قفس هستى « 3 »
به همين دليل ذكر خدا بالاترين ذكر و فكر و شعار است و هركس بدان انس گيرد به چيز ديگرى نپردازد . رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود :
لا تختارن على ذكر الله شيئا ، فانه يقول : و لذكر اللّه اكبر .
« 4 »
حق تعالى نيز ياد و ذكر خود را بالاترين اذكار دانست .
به مى ذكرى كه نوشانيديم از روى الست * خون دل كن كه چكد هر دم از اين رخسام
در نتيجهء اين بحث مىتوان گفت :
هامش
( 1 ) . مناجات خمس عشر ، مناجات العارفين .
( 2 ) . كافى ، ج 4 ، ص 255 .
( 3 ) . ديوان ، حضرت آيت الله حسنزاده آملى قدّس سرّه .
( 4 ) . بحار الانوار ، ج 74 ، ص 109 .