ما أَصابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ .
« 1 » هر رنج و مصيبتى كه در زمين از نفس خويش به شمار مىرسد ، پيش از آن كه همه را در دنيا ايجاد كنيم در كتاب ( لوح محفوظ ) ثبت است و اين كار بر خدا آسان است . اينجاست كه اگر هركسى در اين مقوله به آن اطمينان خاطر قلبى برسد ، يك آرامش محض درونى رايش حاصل مىشود كه نتيجه آن چيزى جز بذل و بخشش نيست .
رسول گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و إله مىفرمايند :
ثلاث من لم تكن فيه فليس منّى و لا من اللّه عزّ و جل ، قيل يا رسول اللّه و ما هّن ؟ قال : حلم يردّ به جهل الجاهل و حسن خلق يعيش به فى النّاس و ورع يحجزه على معاصى الله عز و جل .
« 2 »
سه چيز است كه در هركس نباشد از من نيست و خدايى نيز نمىباشد ؛
1 . حلمى كه با آن جهل جاهل را به خود او وامىگذارد .
2 . حسنخلق كه با آن در بين مردم زندگى مىكند .
3 . ورعى كه مانع ارتكاب معاصى مىشود .
الدرجة الثانية :
تحسين خلقك مع الحقّ و تحسينه منك ، أن تعلم أنّ كلّ ما يأتى منك يوجب عذرا ، و أنّ كلّ ما يأتى من الحقّ يوجب شكرا ، و أن لا يرى له من الوفاء بدّا .
خلقت را با خدا نيكو كنى تا مورد تحسين او واقع شوى و آن اين است كه بدانى هر عملى از جانب تو مستوجب معذرت خواهى از خداست و هرآنچه از جانب خدا مىرسد مستوجب شكرگزارى است و براى او از وفاى به عهد بندگى ، گريزى نيست .
درجهء دوم خلق آن است كه خلقوخوى خود را با خدا نيكو كنى و آنچه كه آئينه انسان مىشود خداست ، خداوند مظهر زيبايى و جمال مطلق است و هيچ زيبايى را نمىشود با خداوند مقايسه كرد . عشق زائيده اسم جمال الهى است :
در ازل پرتو حسنت ز تجلى دم زد * عشق پيدا شد و آتش به همه عالم زد « 3 »
هامش
( 1 ) . حديد / 22 .
( 2 ) . خصال / 145 .
( 3 ) . حافظ .