بلكه اخلاقى غيراسلامى و يا حداكثر اخلاقى التقاط ى خواهد بود . در مكتبهاى التقاطى اين طبيعى است كه طرفداران آنها در اعتقادشان ، الهى و خداشناس باشند و در عمل و زندگى خود ، هيچ قيد و بندى نداشته باشند . ولى نظام اخلاقى اسلامى با جهانبينى خود ، ارتباطى ناگسستنى دارد و مفاهيم ارزشى مورد قبولش نيز از آن نشأت مىگيرد . وقتى مىگويد : چيزى خوب است رابطهاش را با مبدأ و معاد ملحوظ داشته است و حتى هنگامى كه از فلاح و رستگارى انسان نيز سخن به ميان مىرود ، رابطهاش با مبدأ ملحوظ است به اين معنا كه فلاح و فوز ، رحمت خداوند است كه به عنوان اجر و پاداش به شما اعطاء مىشود و توجه به سعادت و فوز و فلاح نيز نبايد جداى از توجه به خدا باشد .
خداوند معمولا ، هنگامى كه از سرانام و پاداش خوبان و نيكوكاران سخن مىگويد با تعابير گوناگون و به شكلهاى ظريفى آن را به خود نسبت مىدهد نظير اين كه در آيات متعددى فرموده است :
فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ .
« 1 » اجر آنان فقط نزد پروردگارشان است .
إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَ نَهَرٍ
فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ .
« 2 » پرهيزكاران در باغها و جويبارهايند ، در جايگاهى درست ، نزد پادشاهى مقتدر .
گلى كه تربيت از دست باغبان نگرفت * اگر ز چشمه خورشيد سر زند ، خودروست « 3 »
در بيان اهميت اخلاق حسن و ارزش صفات برجسته به نمونههايى از آيات و روايات اشاره مىشود :
خداوند در مقام تمجيد از وجود اقدس نبوى صلّى اللّه عليه و إله كه قطعا شريفتر و برتر از همهء ممكنات جهان هستى است ، به اخلاق ايشان اشاره فرموده ، مىگويد :
إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ .
« 4 » اى پيامبر تو بر اخلاقى بس عظيم هستى .
و اين خلق و خوى پيغمبر عالىقدر صلّى اللّه عليه و إله كه عظمت آن مورد تصديق خداوند است چيزى نيست مگر همان اخلاقى كه آن را از قرآن فراگرفته بود ، كه گاه خداوند در قرآن نيز
هامش
( 1 ) . بقره / 62 .
( 2 ) . قمر / 55 و 54 .
( 3 ) . از نگارنده .
( 4 ) . قلم / 4 .