هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ .
« 1 » اوست اول و آخر و ظاهر و باطن و او به هر چيزى آگاه است .
يعنى از طريق ادراك شهودى حقيقت آيهء فوق را دريابد .
همهء اينها را در مقام « معرفته بتصريف التفرقة و الجمع » بداند و بشناسد . كسى كه به اين مقام رسيده باشد . در بين افراد است ؛ چهرههاى مختلف موجودات متفرق را مىبيند ولى به وحدت مخفى در پشت تمام پديدهها نيز واقف است و دل در گرو او دارد .
هرگز وجود حاضر و غايب شنيدهاى * من در ميان جمع و دلم جاى ديگرست « 2 »
آنها كه دل به خدا سپردهاند ، گرچه در بين خلايق هستند ولى هيچگاه در خلق نيستند .
در خلقاند اما با خلق نيستند و اين هنر عبوديت است . « 3 »
رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود :
أبيت يطعمنى ربى و يسقينى .
« 4 » در نزد خدايم ساكنم او به من طعام و شراب مىدهد .
اين همان معناى « و احفظنى فى منافى و يقظتى » است . پيامبر در تفويض به حدى رسيده كه خوراك و آبش را هم از دست خدا مىگيرد و اين اوج تفويض است كه مقام بسيار بالايى است و كسى نمىتواند به اين درجه برسد مگر اينكه به قرب نوافل برسد . براى رسيدن به قرب هم نياز به سير و سفر سلوك الى اللّه و فى اللّه و باللّه داريم .
و لهذا ائمه ما عليهم السّلام دربارهء قرآن فرمودند : در قرآن سير كنيد ، بايد قرآن پيمائى كرد .
فأنزلوهم بأحسن منازل القرآن .
« 5 » پس آنها را به نيكوترين منازل قرآن فرود آوريد .
و اين نيز جز با كسب طهارت باطنى كه خواجه در همين باب از آن به عنوان تهذيب ياد كرده ميسر نمىباشد . لذا خداوند مىفرمايد :
إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ
،
فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ
،
لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ .
« 6 » به درستى كه آن قرآن با كرامت در كتاب مكنون مستور است و جز پاك باطنان حقيقت آن را لمس نمىكنند .
هامش
( 1 ) . حديد / 3 .
( 2 ) . حافظ .
( 3 ) . و اين همان معناى كلام زيباى امير بيان است كه فرمود :
كن فى الناس و لا تكن معهم .
( 4 ) . بحار الانوار ، ج 67 ، ص 253 .
( 5 ) . نهج البلاغه ، خطبه 86 .
( 6 ) . واقعه / 77 تا 79 .