وجه سوم از درجهء دوم : « و رؤية العمل فى نور التوفيق من عين الجود » اگر عمل خود را هم مىبيند ، آن را از نور توفيق الهى مىبيند كه از چشمه جود و احسان خداوند ناشى مىشود . هنگامى كه خدا مىخواهد به بندهاى بذل و بخشش كند به او توفيق انجام عمل نيك عنايت مىكند . خداى متعال هر كارى را كه اراده كند در عالم هستى به فعليت برسد توسط خليفهاش انجام مىدهد :
إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً .
« 1 » ما انسان را خليفه خويش در زمين قرار داديم .
لذا هر كارى كه ما انجام مىدهيم عامل اصلى آن خداوند است . حضرت على عليه السّلام مىفرمايد :
و ما توفيقى الّا بالله .
« 2 » توفيقى براى من نيست مگر از جانب خداوند .
غيرشربت توفيق ، اى حكيم دانشمند * نسخهاى به قانون نيست در شفاى نادانى « 3 »
الدرجة الثالثة :
اخلاص العمل بالخلاص من العمل ، تدعه يسير مسير العلم و تسير أنت مشاهدا للحكم ، حرّا من رقّ الرّسم .
درجهء سوم اخلاص ، اخلاص عمل است با خلاص شدن از عمل . به اين طريق كه كار خود چنان به خدا واگذارد كه عمل وى راه آگاهانه خود را طى كند و سالك تنها خود را مجراى فرمان خدا و فارغ از نام و نشان خود ببيند .
درجهء سوم بسته به خلاصى از عمل با آزادى از رق و رسم و رها نمودن عمل است در مسير علم ازلى به وجهى كه عامل ، خود شاهد بر حكم ا زل بر عمل بوده باشد و اين جز با رهايى از بند خويشتن ميسر نمىگردد .
تا زمانى كه ما در فضاى الخلاص هستيم و خودمان را خالص مىكنيم به ما مخلص نمىگويند . چنانكه شخصى كه در فضاى امتحان دادن ا ست او را قبول شده حساب نمىكنند . انسان موحد كسى است كه بتواند ارادهاش را به ارادهء خدا متصل كند .
حضرت على عليه السّلام در نهج لبلاغه مىفرمايد :
و نؤمن به ايمان من رجاه موقنا و اناب اليه مؤمنا وضنع له مذعنا و اخلص له موحدا .
« 4 »
هامش
( 1 ) . بقره / 30 .
( 2 ) . نهج البلاغه ، نامه 28 .
( 3 ) . صائب تبريزى ، ديوان .
( 4 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 181 .