در تمام احاديث اعتصام را اخلاص معنى كردهاند ، در قرآن
« فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى »
« 1 » آمده است كه همان حبل ولايت است . امام سجاد عليه السّلام در حديثى مىفرمايند :
« حبل الله درالقرآن »
حبل الله همان قرآن است و « من يعتصم بالله » بدون واسطه است . نه حبل قرآن مىخواهد نه حبل ولايت بلكه خود خدا واسطه است . آن چيزى كه با آن مىتوان هم حبل قرآن و هم حبل ولايت را داشت اخلاص است كه اين دو را به هم پيوند مىدهد .
درجات اخلاص
اخلاص هم مراتب و درجاتى دارد كه خواجه آنها را چنين بيان مىكند :
و هو على ثلاث درجات :
الدرجة الاولى :
اخراج رؤية العمل من العمل و الخلاص من طلب العوض على العمل ، و النّزول عن الرّضا بالعمل .
و اخلاص بر سه درجه است : درجهء نخست : ناديده گرفتن ارزش كار و گريز از پاداش خواهى و پرهيز از خشنودى نسبت به آن است .
درجهء اول كه مختص عامه است بر سه وجه مىباشد :
1 . « اخراج رؤية العمل من العمل » : شرط اخلاص اين است كه انسان عمل خود را نبيند و افتخار نكند به اينكه كارى انجام داده است . « لا يفتخر بالعمل . . . هو من مواهب حق تعالى » . معتقد نشود كه مستحق ثواب الهى است بلكه عمل صالح را نشانهء لطف خدا نسبت به خودش بداند و ثوابى را كه خداوند در ازاى آن در نظر گرفته لطفى مضاعف بداند .
امام الثقلين ، سلطان النشأتين حضرت على عليه السّلام در خطبه همام مىفرمايد :
فهم لانفسهم متّهمون .
« 2 » متقين كسانى هستند كه همواره ود را به كمكارى متهم مىكنند .
و الخلاص من طلب العوض على العمل ؛ پير هرات معتقد است هر كس به نيت مزد كار
هامش
( 1 ) . بقره / 256 .
( 2 ) . نهج البلاغه ، فيض الاسلام ، خطبهء 184 .