مىخوانيم : واكفف بطوننا من الحرام و الشبه .
النسائى در كتاب خود حديثى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله نقل كرده كه فرمودند : هرگاه بين حلال و حرام افتادهاى حمل بر حرمت كن كه شائبه صبغهء حرام در آن وجود دارد . « 1 »
و همچنين زهد باعث كراهت از فسق مىشود . سالك از نشست و برخواست نمودن با فاسقان و بدكاران مىترسد و بيشتر دوست دارد در مجالس صالحان و بزرگان حضور پيدا كند .
اى خنك آن مرد كز خود رسته شد * در وجود زندهاى پاينده شد « 2 »
حق همهء ما را زنده كرد اما پايندگى اين زندگى در گرو همنشينى با زنده دلان است .
واى آن زنده كه با مرده نشست * مرده گشت و زندگى از وى بجست « 3 »
و بايد توجه داشت آدم زنده دلى كه با مرده دلان مىنشيند آرامآرام دلش مىميرد .
الدرجة الثانية :
الزهد فى الفضول و مازاد على المسكة و البلاغ من القوت باغتنام التفّرغ الى عمارة الوقت و حسم الجأش و التحلّى بحلية الانبياء عليهم السلام و الصديقين . درجهء دوم زهد آن است كه از معاش و خوراك فراتر از مقدار كفاف ، دورى جويد و بدين وسيله فراغتى براى آبادانى وقت و ريشه كن كردن آشفتگى درون خود و آراستن خود به زيور انبياء و صديقين فراهم آورد .
مولا امير المومنين على عليه السّلام در نهج البلاغه مىفرمايد :
« ما كسبت فوق قوتك فانت فيه خازن لغيرك
« 4 » ؛ آنچه كه مازاد بر نيازت كسب كردى مال تو نيست ، بلكه تو امانتدار آن هستى .
پس سالك آنچه كه مازاد نيازش است را براى خود نمىداند و ديگر آنكه به عمارت اوقات خودش مىپردازد .
ان تجعل اوقاتى من الليل و النهار بذكرك معمورة و بخدمتك موصوله . « 5 » خدايا قرار ده
هامش
( 1 ) . البيوع ، باب اجتناب از شبهات در كسب ، به نقل از تلمسانى .
( 2 ) . مثنوى ، دفتر اول ، بيت 1535 .
( 3 ) . همان ، بيت 1536 .
( 4 ) . نهج البلاغه ، حكمت 183 .
( 5 ) . دعاى كميل .