بخششهاى خدا است ، و باء ( اشاره به ) بهجت و خوبى خدا است ، و جيم ( اشاره به ) جمال و نيكوئى خدا است ، و دال ( اشاره به ) دين و آئين خدا است ، هوّز : هاء آن ( اشاره به ) هول و ترس دوزخ است ، و واو ( اشاره به ) هلاك و تباهى براى اهل و كسانى است كه در آتشاند ، و زاى ( اشاره به ) زفير و صداى افروخته شدن دوزخ است ، حطّى : ( اشاره به ) از ميان رفته ( آمرزيده ) مىشود خطايا و گناهان از آمرزش طلبكنندگان ، كلمن : ( اشاره به ) كلام و سخن خدا است كه براى كلمات و سخنان ( وعدههاى ) خدا تغيير و دگرگونكنندهاى نيست ، سعفص : ( اشاره به ) پيمانه در برابر پيمانه و پاداش نيك و بد در برابر پاداش نيك و بد است ( نيكى كنى نيك بدست آورى ، و بدى كنى بدى بينى ) قرشت ( اشاره به ) آنست كه خدا ايشان ( مردم ) را ( روز رستاخيز ) از اينجا و آنجا ( براى حساب و رسيدگى بكارها ) جمع نموده و گردآورد ، پس مؤدّب و آموزنده گفت : اى زن ( مريم ) دست پسرت بگير ( و او را از دبستان بيرون
بحار الأنوار ( ج 1 و 2 ) ( بنادر البحار ، كتاب العقل و العلم و الجهل ) ( فارسى ) — صفحة 359
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٥٩