22 - اصبغ بن نباته گويد : از امير المؤمنين عليه السّلام شنيدم كه ميفرمود : همانا رسول خدا ( ص ) هزار باب به من از حلال و حرام و آنچه شده است تا روز قيامت بياموخت كه از هر بابش هزار باب گشوده ميشد ( اين هزار هزار باب ) تا آن پايه كه دانش سررسيد مرگها و بلاها و مطالب حق را فرا گرفتم .
23 - عبد الله بن عمر گويد : رسول خدا ( ص ) در همان بيمارى كه از دنيا رحلت كرد فرمود برادر مرا نزد من بخوانيد كس نزد على عليه السّلام فرستادند و آن حضرت تشريف آورد رسول خدا و على هر دو صورتهاى خود را به طرف ديوار نمودند و جامه اى برخسار خويش كشيدند رسول خدا صحبتى محرمانه با على كرد و مردم پشت در گرد هم ايستاده بودند پس على عليه السّلام بيرون آمد از مردمان مردى به آن حضرت عرض كرد پيغمبر خدا صحبتى محرمانه با تو داشت ؟ فرمود : آرى هزار باب مرا محرمانه فرمود كه هر باب هزار باب بود عرض كرد ، همه را ياد گرفتى ؟ فرمود : آرى و كاملا درك كردم عرض كرد : آن سياهى كه در ماه پيدا است چيست ؟ فرمود خداى عز و جل فرموده است : ما شب و روز را دو نشانهء قدرت قرار داديم و نشانهء شب را محو و تاريك نموده و نشانهء روز را روشنى بخش گردانيديم آن مرد عرض كرد اى على خوب درك كرده اى .
( شرح : ) بعضى گفتهاند كه مقصود از سياهى كه در ماه مورد پرسش شده است زوال او است در نيمهء آخر ماه تا اوقات قران ولى اين احتمال بر خلاف ظاهر است و تطبيق آيه بر مورد سؤال مشكل است و با توجه باينكه بقيهء روايات باب اين ذيل را ندارد رفع اشكال آسان مينمايد .
الخصال ( فارسي ) — صفحة 785
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٧٨٥