تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخصال ( فارسي ) — صفحة 787

مساهمون:

ص٧٨٧
بخواند بعلى مىپيونديم در آن ميان كه آنان غذا ميخوردند ناگاه سوسمارى پيدا شد آن را شكار كردند عمرو بن حريث دست خود را پيش آورد و گفت به اين سوسمار بيعت كنيد كه امير المؤمنين همين است آن هفت نفر بيعت كردند و عمرو هشتمين نفر بود كه بيعت نمود و شب چهارشنبه حركت كردند و روز جمعه بمدائن رسيدند و امير المؤمنين بخطبه نماز مشغول بود همگى آنان دسته جمعى بدر مسجد رسيدند و چون از در وارد شدند امير المؤمنين نگاهى به آنان كرد و فرمود : اى مردم همانا رسول خدا هزار حديث بطور محرمانه به من فرمود كه هر حديثى هزار باب بود و براى بابى هزار كليد و من شنيدم كه خداوند جل جلاله ميفرمايد : روزى كه هر مردمى را كه با پيشوايانشان ميخوانيم ( بنى اسرائيل : 71 ) . و من براى شما به خدا سوگند ياد ميكنم كه بطور مسلم روز قيامت هشت نفر با پيشوايشان كه سوسمارى است بمحشر مىآيند و اگر بخواهم نام آنان را بگويم ميگويم راوى گويد : ديدم كه عمرو بن حريث همچون شاخهء درخت خرما از شرم و ملامت سر به زير افكند 27 - امام باقر ( ع ) فرمود : همانا كه رسول خدا بعلى ( ع ) بابى بياموخت كه هزار باب ميگشود و هر بابى هزار باب ميگشود . 28 - امام صادق ( ع ) فرمود : چون رسول خدا ( ص ) بيمار شد همان بيمارى كه در آن رحلت فرمود كس بنزد على ( ع ) فرستاد چون على ( ع ) آمد خود را بر روى پيغمبر انداخت و مدتى اين با او سخن ميگفت