است ) .
آيا در ميان شما كسى هست كه پيش از من خدا را بيكتائى پذيرفته باشد ؟ گفتند به خدا كه نه فرمود شما را به خدا آيا در ميان شما كسى هست كه رسول خدا به او گفته باشد : تو از من بمنزلهء هارون از موسى هستى جز آنكه پس از من پيغمبرى نيست ؟ گفتند به خدا كه نه فرمود شما را به خدا آيا در ميان شما كسى هست كه رسول خدا در شترهاى قربانى كه براى پروردگار عالميان به مكه برده است بجز من او را شريك كرده باشد ؟ گفتند نه فرمود : شما را به خدا هنگامى كه مرغ بريان را بنزد رسول خدا آوردند تا از آن بخورد عرض كرد بار الها دوستترين خلق خودت را بر من برسان تا با من در خوردن اين مرغ شريك شود و من آن هنگام بنزد رسول خدا آمدم آيا در ميان شما كسى هست كه بجز من او هم آمده باشد ؟
گفتند به خدا كه نه فرمود : شما را به خدا آيا در ميان شما كسى هست ( كه هنگامى كه عمر از ميدان جنگ بازگشت و او ياران خود را ترسو ميخواند و ياران او را ترسو ميخواندند و پرچم رسول خدا را شكست خورده باز گردانده بود كه رسول خدا به او فرمود حتما پرچم را به مردى خواهم داد كه هرگز فرار نميكند و خدا و رسولش او را دوست ميدارند و او خدا و رسولش را دوست ميدارد و باز نميگردد تا اينكه خداوند فتح و پيروزى را بر او عطا فرمايد و چون صبح شد فرمود على را بنزد من بخوانيد عرض كردند يا رسول الله او را چشم درد گرفته است بطورى كه نميتواند ديده بگشايد فرمود او را بنزد من آوريد چون من در مقابل حضرتش ايستادم از آب دهن بميان چشم من افكند و عرض كرد بار الها گرما و سرما را از او بر طرف ساز و تا اين ساعت ببركت دعاى حضرت گرما و سرما از من بر طرف شده است و من پرچم
الخصال ( فارسي ) — صفحة 659
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٦٥٩