رسول خدا براى پائين انداختن بت خانهء كعبه و شكستن آن او را بدوش خود برگرفت
و تا آنجا كه اگر ميخواست دست به اطراف آسمان دراز كند دسترسى داشت يا من بودم ؟ عرض كرد : البته تو بودى فرمود :
تو را به خدا قسم مىدهم آن تو بودى كه رسول خدا به او فرمود : تو پرچمدار من در دنيا و آخرت هستى يا من بودم ؟ عرض كرد البته تو بودى فرمود : تو را به خدا قسم مىدهم آن تو بودى كه هنگامى كه رسول خدا دستور فرمود ؟ همگى اصحاب و خاندان آن حضرت درهاشان را كه بر مسجد باز ميشد به بندند و فقط در خانهء او به مسجد باز باشد و آنچه كه خداوند براى پيغمبر حلال فرموده بود پيغمبر نيز براى او حلال كرد يا من بودم ؟ عرض كرد بلكه تو بودى فرمود : تو را به خدا قسم مىدهم آن تو بودى كه براى گفتگوى محرمانه با پيغمبر قبلا صدقه داد و سپس با آن حضرت بگفتگو پرداخت يا من بودم ؟ آنگاه كه خداوند جمعى را مورد عتاب خود قرار داد و فرمود آيا دشوارتان بود كه پيش از گفتگوى محرمانه صدقهها بدهيد ؟ تا آخر آية ) ؟ عرض كرد البته تو بودى فرمود : تو را به خدا قسم مىدهم آن تو بودى كه رسول خدا ( ص ) در باره اش ضمن كلامى بفاطمة ( ع ) فرمود : من تو را به كسى كه پيش از همه ايمان آورد و اسلامش بر همه برترى داشت تزويج نمودم يا من بودم ؟ عرض كرد البته تو بودى على ( ع ) هم چنان مناقبى را كه خداى عز و جل فقط براى او نه براى ابو بكر و نه براى غير او قرار داده بود مىشمرد و ابو بكر به آن حضرت عرض ميكرد البته تو آنگاه فرمود : كه به اين گونه مناقب و مانند آنها شايستگى قيام بامور امت محمد پيدا مىشود .
سپس على ( ع ) بابى بكر فرمود : پس چه چيز تو را از خدا و رسولش و از دين خدا فريفته است ؟ با اينكه از آنچه اهل دين خدا به آن نيازمنداند تو تهى دست هستى ؟
حضرت فرمايد : ابو بكر گريه كرد و عرض كرد اى ابو الحسن راست فرمودى يك امروز را به من
الخصال ( فارسي ) — صفحة 656
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٦٥٦