تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آغاز و انجام ( فارسي ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
گزيرى نيست . « جزناها و هى خامدة » 10 سخن يكى از امامان اهل بيت عليهم السلام است در جواب آنكه پرسيد كه شما را گذر بر دوزخ چون باشد ؟ و اما اهل يمين را از دوزخ نجات دهند و اما اهل شمال را در آنجا بگذارند ،
ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ نَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيها جِثِيًّا
11 . سابقان و اهل يمين به بهشت برسند ، اما كمال اهل يمين بهشت باشد و كمال بهشت بسابقان ، « ان الجنة اشوق الى سلمان من سلمان الى الجنة » 12 ؛ ايشان را به بهشت التفاتى نبود ،
لَمْ يَدْخُلُوها وَ هُمْ يَطْمَعُونَ
13 . ايشان اهل اعرافند ،
وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيماهُمْ
14 ايشان را همه حالها يكسان باشد ،
لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ
15 وصف حال ايشان است . اهل شمال اهل تضادند . باحوال متضاده كه در اين عالم متقابل است ، مانند هستى و نيستى و مرگ و زندگانى و علم و جهل و قدرت و عجز ، و لذت و الم ، و سعادت و شقاوت ، بازمانده‌اند زيرا كه به خود باز مانده‌اند . و از خودبخود خلاصى نتوان يافت ،
كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذابَ
16 . لا جرم هميشه ميان دو طرف سموم و زمهرير دوزخ متردداند . گاه به اين طرف معذب و گاه به آن ،
لَهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِنَ النَّارِ وَ مِنْ تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ
17 . چون در دنيا در ؟ ؟ ؟ طاعت كه اول مرتبه از مراتب ايمان است نيامده‌اند و زمام اختيار بدست خود باز گرفته‌اند ، به آخرت محجوب بمانده‌اند ،
كُلَّما أَرادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْها أُعِيدُوا فِيها
18 . و اهل يمين اهل رتبت‌اند ، هميشه در سلوك باشند تا كمالى بعد از كمالى و درجهء بالاى درجهء حاصل ميكنند ،
لَهُمْ غُرَفٌ مِنْ فَوْقِها غُرَفٌ
19 ؛ از عذاب اهل تضاد خلاص يافته‌اند ،
فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ
، « الحزن على ما فات و الخوف مما لم يأت » 20 چون به دنيا مجبور
آغاز و انجام ( فارسي ) — صفحة 28 | خواجه نصير الدين الطوسي