هم است .
در نكتهء 36 هزار و يك نكته مىخوانى كه : اثبات تجرد نفس ناطقهء انسانى اثبات معاد است ، و اتحاد مدرك به مدرك اثبات جزاء فتدبر .
ص 23 چون بقيامت زمان و مكان مرتفع شود حجابها برخيزد ،
از اينجا به معنى واقعى
يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ
آگاهى مىيابى كه باطن اينجا عين ظاهر آنجاست ، علاوه بر تبلى السرائر كلمهء يوم هم بدان دال است كه به معنى ظهور اشيا است در هر نشأه به اقتضاى آن نشأه .
در ترجيع بندى از راقم آمده است :
ما تراه بهذه النشأة * فهو ظل داره الاخرى
ص 23 قومى را چنين است ،
بيان روايات حشر و معاد در اين موضوع دلنشين است ، از اين بيانات و از آن روايات به سر الدنيا مزرعة الآخرة آگاهى مىيابى ، و مىبينى كه اين همه شرح حال انسان است حتى روايات معراجيه را كه سفرنامه رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم است ، كتاب سرگذشت و شرح حال انسان مىيابى ، و به اين حقيقت نايل مىگردى كه خزاين سعى انسان خود انسان است .
ص 24 بر جمله حشر هر كسى با آن باشد كه سلوكش در طلب آن بوده باشد .
كلامى در غايت متانت و استقامت است
وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ
( نساء 101 ) .