تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
كه پديدهء ذاتى مسبّب از پديدهء خارجى است ثابت و معلوم خواهد بود و امّا سببيّت ( ه ) ذاتى از براى ( ج ) ذاتى بر تقديريكه فرض كنيم كه پديدهء ذاتى مسبّب از پديدهء ذاتى است ثابت و معلوم نيست و اين بدان معنى است كه ذاتى فرض كردن پديده‌ها افتراضات محتملهء بيشترى را لازم دارد تا خارجى فرض كردن پديده‌ها و در نتيجه ، احتمال خارجى بودن بيشتر و بزرگتر ميگردد . سوّم آنكه مطلبى در ضمن اين بيان كه گذشت فرض شده است و آن اين كه ما فقط با دو فرض مواجه هستيم : يا آنكه پديده‌ها همگى مسبّب از پديده‌هاى خارجى باشند و يا مسبّب از پديده‌هاى ذاتى و بر اين اساس گفته شد كه فرض بودن ( ب ) ذاتى در وقتىكه آن را به‌بينيم و ( أ ) را نه بينيم مسبّب از براى ( ب ) خارجى ثابت مىكند فرض اوّل را زيراكه مسبّب بودن ( ب ) ذاتى از براى ( ب ) خارجى مستلزم آنست كه همزمانى مستمر در حالات سابق بين ( ب ) خارجى و ( أ ) خارجى بوده باشد و اين همزمانى برهانى بود برحسب استقراء كه ميان آن دو ، سببيّت هست و لكن مجوّزى براى فرض اين مطلب نداريم يعنى حصر محتملات در اين دو فرض بىمورد است زيرا - از نقطهء نظر احتمال - مانعى ندارد كه ما ( ب ) ذاتى را كه در آزمايش آن را ملاحظه ميكنيم بدون آنكه ( أ ) را در جنب آن ملاحظه كرده باشيم مسبّب از ( ب ) خارجى بدانيم بدون آنكه ( ب ) ذاتى و ( أ ) ذاتى - كه در آزمايش سابق ما همزمان بودند - از يك چيز خارجى مسبّب باشند پس بنابراين ما برهانى نخواهيم داشت كه ميان ( أ ) خارجى و ( ب ) خارجى همزمانى مكرّرى وجود داشته تا از اين اقتران علاقهء سببيّت را ميان آنها كشف كنيم . چهارم در پرتو اينمطلب ميفهميم كه براساس بيانى كه گذشت ممكن است احتمال خارجى را نموّ دهيم در صورتى كه مطلب را منحصر كنيم بفرض خارجى بودن همهء پديده‌ها و فرض ذاتى بودن همهء پديده‌ها يعنى مقدار احتمال خارجى
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 137 | السيد محمد باقر الصدر / سيد احمد فهرى زنجانى