بودن بطور كلّى بزرگتر باشد از مقدار احتمال ذاتى بودن بطور كلّى گرچه براى نموّ بخشيدن باحتمال خارجى بودن در هرپديدهاى بخصوص كافى نباشد و نتوانيم مقدار احتمال خارجى بودن آن پديده را از مقدار احتمال ذاتى بودن آن پديدهء بخصوص بزرگتر كنيم و براى آنكه به اين نموّ برسيم ميتوانيم بيان زير را بجاى بيان گذشته قرار دهيم :
آنگاه كه در آزمايش ما ( أ ) ذاتى و ( ب ) ذاتى همزمان هستند براى ما يك علم اجمالى پيدا مىشود كه ( ب ) ذاتى از يكى از دو چيز مسبّب است يا از ( أ ) ذاتى و يا از ( ب ) خارجى .
و آنگاه كه ما در آزمايش خود ( ب ) ذاتى را ملاحظه ميكنيم بدون آنكه ( أ ) ذاتى را ملاحظه كنيم يك علم اجمالى دوّمى براى ما پيدا مىشود كه اين ( ب ) ذاتى يا از ( ب ) خارجى ناشى شده است و يا از پديدهء ديگرى كه آن را با ( ج ) مثلا نشان ميدهيم زيرا احتمال آن نميرود كه ( ب ) ذاتى در اين حالت از ( أ ) ذاتى ناشى باشد چون ( أ ) ذاتى محتمل نيست و معناى اين آنست كه سبب بودن ( ب ) خارجى از براى ( ب ) ذاتى طرف دو علم اجمالى است و از اين جهت احتمال علاقهء سببيّت ميان ( ب ) ذاتى و ( ب ) خارجى بزرگتر مىشود از احتمال علاقهء سببيّت ميان ( ب ) و ( ج ) ذاتى و اين احتمال از آن جهت بزرگتر مىشود كه مقدار احتمالى خود را هم از احتمال آنكه آن همان معلوم بعلم اجمالى اوّل باشد ميگيرد و هم از احتمال آنكه آن همان معلوم بعلم اجمالى دوّم باشد .
و بدين ترتيب احتمال آنكه ( ب ) واقع خارجى داشته باشد بزرگتر خواهد بود از احتمال آنكه فقط يك پديدهء ذاتى و ذهنى باشد زيرا احتمال اوّل متضمّن آنست كه علاقهء سببيّت ميان ( ب ) خارجى و ( ب ) ذاتى فرض شود و احتمال دوّم متضمّن آنست كه علاقهء سببيّت ميان ( ب ) ذاتى و ( ج ) ذاتى فرض شود و چون احتمال فرض اوّل بيشتر از احتمال فرض دوّم است لذا درجهء احتمال خارجى
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 138
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص١٣٨