حضرت امام حسن و امام حسين و عبد اللّه بن عباس و عبد اللّه بن عمر و عبد اللّه بن الزّبير و جمعى از اعيان صحابه حاضر بودند و جرجان را به بذل مصالحه فتح نمودند و فتح ديگر نيز دست داد .
و در اين سال ميان معاويه و أبوذر غفارى در معنى آيهء كريمهء
« الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّهِ »
نزاع شد معاويه اين را مخصوص اهل كتاب ميدانست و آخر چيزى بعثمان نوشت كه بودن أبوذر در شام مناسب نيست ، و أبوذر را بر بذه فرستاد در سه منزلى مدينه .
و در اين سال وقايعى روى نمود از جمله خاتم خاتم پيغمبران در پيش ابو بكر و عمر ميبود تا وقت عثمان بچاهى افتاد مسمّى به بئراريس و هر چند طلبيدند نيافتند ، و از اينجا ابواب فتن مفتوح شد .
و در اين سال در روز جمعه بنا بر كثرت مردم عثمان امر فرمود كه مؤذنان بر جائى مرتفع رفته اذان گويند و اين بدعت روى نمود - روضة الأحباب .
سال سى و يكم :
أبو سفيان بن حرب اموى در اين سال مرد ، و حكم بن أبي العاص پدر مروان در اين سال مرد - يافعى . در اين سال فتح ارمينيّه بقول بعضى بر دست حبيب بن مسلمه روى داد .
و در اين سال عبد اللّه بن عامر بولايت خراسان آمد و اطراف و نواحى خراسان را مفتوح ساخت و فتح نيشابور نيز نمود و مصالحه شد بر مبلغى ، و بعضى گفته : عنوة فتح نمود و از آنجا لشكر بجانب سرخس فرستاد و مصالحه واقع شد ، و لشكر بجانب هرات فرستاد و مصالحه واقع شد بر هرات و بادغيس و بوشنج و هزار هزار درهم بذل صلح فرستادند .
و ماهويه حاكم مرو آدم فرستاد و بر مبلغ خطير صلح نمود كه هر ساله مبلغ سيصد هزار درهم ببيت المال فرستد ، و بعضى گفتهاند : حاتم بن النعمان باهلى را فرستاد