منع فرمود و تا رسيدن خبر ، آن ضعيفه مجلوده شده بود مرد - روضة الأحباب .
سال سىام :
حاطب بن أبي بلتعه در اين سال مرد - يافعى . صاحب جزرى گويد : و چونكه در سال سىام از هجرت حاضر شد حذيفة بن اليمان بعد از فتح ارمنيّه و آذربيجان ديد كه مردم اختلاف ميكنند در قرآن و ميگويند هر يك : قرائت من اصح است از قرائت تو .
اين معنى او را بفزع درآورد و پيش عثمان رفت و گفت : اين امّت را درياب بيش از اين كه اختلاف كنند چون اختلاف يهود و نصارى ؟ ! پس عثمان فرستاد پيش حفصه و صحف را گرفت ، و امر كرد زيد بن ثابت را و عبد اللّه بن زبير و سعيد بن العاص و عبدالرحمن بن الحارث ابن هشام را كه قرآن را بنويسند در مصاحف ، و چند مصحف نوشتند ، يكى را ببصره و يكى بكوفه و يكى بشام و مصحفى در مدينه گذاشت و براى خود مصحفى نگاهداشت كه او را امام گويند ، و يكى بمكّه فرستاد و يكى به يمن و يكى ببحرين ، و اتفاق كردند امّت معصومهء از خطا بر اين و آنها ، تا آخر آنچه گفته است ، انتهى .
در اين سال عثمان وليد بن عقبه را از كوفه عزل نمود ، سعيد بن العاص را نصب نمود بعلّت اينكه وليد بن عقبه شراب خورده بوده و در حد زدن آن عثمان مساهله نمود و حضرت امير عليه السّلام را تكليف حد زدن كردند و حضرت به امام حسن فرمود و آخر عبد اللّه بن جعفر وليد را چهل درّه زد :
وليد وقت نماز بامداد سرخوش به مسجد در آمده نماز صبح را چهار ركعت كرد و بعد از فراغ رو بمردم كرد و گفت : زياده كنم براى شما يعنى ركعات نماز را ؟ ابن مسعود كه از جمله مقتديان بود گفت : امروز از اوّل روز ما با تو در زيادتى بوديم وليد معزول شد .
و در اين سال بامر عثمان سعيد بن عاص بجانب طبرستان رفت ، و در اين غزوه