تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع السنين والاعوام ( يا گزارشهاى ساليانه از ابتداى خلقت تا سال 1195 هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
و فتح اصطخر و جور و غير اينها ، و فتح فسا و داراب جرد ، و فتح سجستان و مكران و خبر بيروذ اهواز - كامل ؛ مير حاج در سال بيست و دوم عمر بن الخطاب - مروج .

سال بيست و سه :

مردن عمر بن الخطاب در اين سال بود ، زخم زد او را أبو لؤلؤه روز چهارشنبه كه چهار روز مانده بود از ذى حجّه سنه كج ، و مدفون شد روز يكشنبه غرّه محرّم سنه كد ، و زندگى كرد سج ، و بعضى گفته‌اند : نط ، و بعضى گفته‌اند : نح ، و بعضى گفته‌اند : نو ، و بعضى گفته‌اند : سا ، و خليفه بود ده سال و شش ماه ، و اسلام آورد سنه ششم از نبوّت ، و بعضى گفته‌اند : سال پنجم بعد از اسلام آوردن چهل و پنج مرد و يازده زن - جامع . روايت كرد أحمد بن اعثم در تاريخش بدرستى كه كلام او در حق شش كس بود پيش از آنكه كارد زد او را أبو لؤلؤه به دو روز يا سه روز - بحار در اواخر احوال عمر . و بعد از فراغ از خطبه و تعليم شورى و تعيين شش نفر يا پنج نفر أبو لؤلؤه او را كارد زد - بحار . در شب چهارشنبه مرد عمر سه روز مانده از ذى حجّه سال بيست و سه ، و بعضى گفته‌اند : مطعون شد در روز چهارشنبه چهار روز مانده از ذى حجّه ، و مدفون شد روز يكشنبه هلال محرّم در سال بيست و چهار ، و مدّت حكومت ده سال و شش ماه و هشت روز - كامل ، و حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله عمر را فاروق خواند ، و بعضى گفته‌اند أهل كتاب او را فاروق خواندند - كامل ؛ معامله شورى از عمر در شش نفر بعد از زخم زدن عمر بود در وقت مردن - تاريخ ابن قتيبة مسمّى بكتاب السياسة و الإمامة . فلمّا ان دخلت سنة ثلاث و عشرين خرج حاجاّ فأقام الحج تلك السّنة ثمّ اقبل حتّى دخل المدينة ، فقتله فيروز أبو لؤلؤة غلام المغيرة بن شعبة يوم الأربعاء لأربع بقين من ذى الحجّة لثلاث و عشرين ، و كانت ولايته عشر سنين و ستّة أشهر و أربع ليال و قيل : في صلاة الصبح و هو ابن ثلاث و ستّين ، و شورى را بعد از زخم و قتل قرار داد - مروج الذّهب .