شانزدهم بود ، و در سال هفدهم فتح تستر واقع شد ، و فتح رامهرمز و اسير شدن هرمزان را در اين سال بعضى نقل كردهاند ، و در سال نوزده و سال بيستم نيز بعضى نقل كردهاند و فتح شوش در سال هفدهم بود ، و مصالحه جنديسابور و رفتن بكرمان در اين سال بود - كامل .
سال هجدهم :
مير حاج سال هجدهم عمر بن الخطاب - مروج .
معاذ بن جبل در سال هجدهم مرد و همچنين أبو عبيدهء جراح ، و فضل بن عباس و يزيد بن أبي سفيان اموى ، و أبو جندل بن سهيل ، و پدرش سهيل بن عمرو ، و شرحبيل بن حسنه و حارث بن هشام - يافعى و كامل .
و در سال هجدهم كه عام الرماد باشد قحط عظيمى بهمرسيد ، و باد ، خاكى مثل خاكستر مىافشاند ، و دعاي استسقاء در اين سال واقع شد ، و طاعون عمواس در شام در اين سال واقع شد ، و بيست و پنجهزار كس در طاعون عمواس هلاك شدند ، و بعد از اين طاعون عمر خواست به الكاى « 1 » خود بگردد بشام رفت و حضرت علي را در مدينه خليفه و اسقف را منصبش داد و نوبت ركوب با غلامش بود در وقت دخول ، و در ذى حجّه بمدينه برگشت و رها و حرّان و رقّه در اين سال فتح شد - كامل .
ذكر وقايع سال هجدهم : بلال مولى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلّم شهد بدرا و توفّي بدمشق في الطاعون سنة ثمان عشرة ، و أبو جعفر طوسى در كتاب اختيار نقل نموده كه بلال ابا كرد از بيعت أبوبكر ، و انّ عمر أخذ بتلابيبه فقال : يا بلال هذا جزاء أبي بكر منك أن اعتقك فلا تجيء تبايعه ، فقال : إن كان أبوبكر اعتقنى للّه فلتدعنى له و انكان اعتقنى لغير ذلك فها أناذا ، و أمّا بيعته فما كنت ابايع أحدا لم يستخلفه رسول اللّه و الّذي استخلفه بيعته في أعناقنا إلى يوم القيامة ، فقال عمر : لا أبالك لا تقم معنا فارتحل إلى الشّام - رجال ميرزا محمّد و منه ان كتاب . . . . . .
هامش
( 1 ) مرز و بوم فتح شده .