و فضل بن روز بهان در شرح نهج الحق علّامه در طعن شورى حكايت شورى را بعد از زخم خوردن نقل كرده - احقاق الحق ؛ و فضل نقل كرده از شيخ برهان الدّين إبراهيم بغدادي در سال قدوم تبريز از حكايت شورى ، و شيخ برهان الدّين شيعه بود و فكر عمر را در باب خلافت پيش از زخم زدن أبو لؤلؤة بهفت روز نقل كرده .
أمير حاج در سال بيست و سوم عمر بن الخطاب و در آخر ذى حجّه كشته شد - مروج .
سعيد بن عامر بن خريم از عمّال عمر بود شكوه كردند از او كه تا آفتاب بلند نشود بيرون نميآيد و ماهى يكروز بيرون نمىآيد و شب كار كسى را قبول نميكند و جواب گفت و عمر هزار دينار فرستاد و او را تصديق نمود - مروج الذّهب .
سال بيست و چهارم :
« 1 » مدفون شد عمر بن الخطاب خليفهء دوّم در روز يكشنبه غرّهء محرّم سال بيست و چهارم هجرت ، و حكايت شورى پيش از طعن أبو لؤلؤه بود ، و بعد از تهديد أبو لؤلؤه او را بر منبر رفت و تمهيد شورى و تعيين شش نفر يا پنج نفر كرد و بعد از اين أبو لؤلؤه او را كارد زد چنان كه در تاريخ اعثم مذكور است ، و در جامع الاصول نيز بعضى از اينها مذكور است ، و با عثمان بيعت كردند سه روز گذشته از محرّم ، و بعضى گفتهاند وفات عمر بود چهار روز مانده از ذى حجّه ، و عثمان دو شب از ذى حجّه مانده خليفه شد و أوّل محرّم شروع كرد به كار خلافت - كامل .
عزل أبو موسى از بصره و نصب عبداللّه بن عامر را در خلافت عثمان بعضى در سال بيست و چهارم نقل كردهاند - روضة الأحباب . و ما از روضة الأحباب در سال بيست و نهم نوشتيم . بيعت عثمان در روز سوم دفن عمر شد - تاريخ ابن قتيبة . مير حاج در سال بيست و چهارم عبد الرحمن بن عوف - مروج .
هامش
( 1 ) سال چهاردهم خلافت خليفهء أول أمير المؤمنين عليه السلام .