تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع السنين والاعوام ( يا گزارشهاى ساليانه از ابتداى خلقت تا سال 1195 هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 555

مساهمون:

ص٥٥٥
آخر الأمر مردّد شد ميان چهار نفر : شيخ علي مدرّس مدرسهء مريم بيگم و ميرزا عبد اللّه افندى و ميرزا عليخان و مير محمّد صالح ، و جبّه‌دارباشى عرض نمود كه مير محمّد صالح قبول مىكند ، او را طلبيدند و نواب اشرف تكليف كرد و او بلامضايقه قبول نمود ، و بعد از آن ظاهر شد كه نواب اشرف شرط بسته بودند با واقعه نويس به دويست تومان و با جعفر قلى آقا به دويست اشرفى و با منجم باشى نيز بقدرى ، كه ايشان مىگفته‌اند كه سيد سند فاضل عالم عامل قبول نميكند ، و نواب اشرف ميفرمود كه من چنين ميكنم كه او قبول كند ، و مير محمّد صالح در سن پنجاه و هشت سال داشت و از جماعتى كه در اين عرضه بودند اليق بود به اين منصب و طالب علمتر بود از باقى . و حضرت علامى فهامى يگانه زمانه مير محمّد باقر سلّمه اللّه سنّ شريفش چهل و پنج سال بود و از راقم حروف سه سال بزرگتر بود و حقاَّ كه كمال مردانگى و همّت و تديّن بود از چنين منصبى گذشتن او ، بلّغه اللّه تعالى غاية مناه و طوّل اللّه عمره في طاعته و رضاه . و مير محمّد صالح در چهار ساعتى روز چهارشنبه نوزدهم ماه مذكور پابوس منصب شيخ الاسلامى گرديد و مشغول كار ديدن شد و در اواخر ماه مزبور خلعت پوشيد . سال 1116 : در روز چهاردهم ماه محرّم يكهزار و يكصد و شانزده ميرزا محمّد أمين پسر ميرزا مهدى اعتماد الدوله را بمنصب قضاء اصفهان سرفراز كردند و از جمله نجباء و سادات بود و في الجمله طالبعلمى داشت و نوادهء ميرزا حبيب اللّه صدر بود و پدرش ميرزا مهدي اعتماد الدوله بود و يكسال اين منصب را كرد و فوت شد و بعد از او اين منصب به فرزند او كه فاضل و متدين بود و آثار نجابت در او واضح و لايح بود داده شد و اسمش ميرزا سيد محمّد بود ، و اين منصب را بكدخدائى و اصلاح بين الناس مىكند و بسيار خوب سلوك مىكند و آلوده نكرده خود را برشوه گرفتن و امثال آن . فوت فاضل عالم عامل مجتهد عم امجد مير إسماعيل الشهير بخواتون آبادى روز چهارشنبه چهارم ربيع الثانى سنهء هزار و يكصد و شانزده ، دفن او در مقبرهء كه خود ساخته بودند در قبرستان بابا ركن الدين و مشتمل بر گنبدى است ، و هفت حجره