بجانب بخارا مقرر شد و در عيد ماه مبارك رمضان روانه آن صوب گرديد و رفت تا به بلده قم رسيد و در آن حوالى به شكار رفته جمعى از دزدان به گمان اينكه بگرفتن ايشان رفته در قلعهء متحصن بوده او را بدور انداز كشتند در هشتم ذى القعدة الحرام سنهء مذكوره و مقرر شد كه شاهسوار بيك كنگرلو بايلچىگرى برود و قاتل را بدست ورثهء مقتول بدهند و باقى را بمرو برند رحمه اللّه و در قم در تنابى كه به جهت مرقد نواب طوبى آشيان ساخته بودند مدفون شد .
در روز يكشنبه نهم شهر ذى القعدة الحرام سنهء يكهزار و صد و پانزده طرف صبح نواب اشرف پادشاه زمان حضرت علّامى فهامى يگانه زمانه بىعديل و نظير در جميع اوصاف كمال مير محمّد باقر حفظه اللّه تعالى را طلبيد و تكليف منصب شيخ الاسلامى نمود و بعد از ابرام بسيار از نواب اشرف و عاليجاهان إبراهيم آقا يوزباشى و إسماعيل آقا جبّه دارباشى و جعفر قلىآقا و عاليجاهان ميرزا إبراهيم واقعهنويس و ميرزا اشرف منجم باشى و ميرزا معزّ حكيم باشى سيّد حسيب نسيب فاضل كامل ابا نمود و بوجوه شرعيه و بيان عدم مشروعيّت اين شغل و ابا مقبول افتاد و باز بعد از آن نواب اشرف فرمودند كه لابدّ است شما را از ارتكاب اين شغل .
و بعد از آن حضرت علّامة العلمائى آقا جمال تشريف آوردند بمجلس بهشت آئين نواب اشرف باز استغاثه از او كردند در اينكه اين شغل را بسيّد مشارإليه الزام كنند كه قبول كند و حضرت مشارإليه بعذرهاى موجّه ايشان را جواب فرمودند حاصل اينكه بعد از مدّتى مديد و گفتگوئى بسيار نواب اشرف عذر ايشانرا پذيرفته ايشانرا از اين منصب معاف داشتند ، و بعد از آن خواستند از مشارإليه و آقا جمال كه كسى را تعيين فرمايند ، سيد مشارإليه عرض كردند : هرگاه بر خود اعتماد نداشته باشم بر ديگرى چگونه اعتماد خواهم داشت ؟ !
و آقا جمال عرض كردند كه جمعى كه هستند شما خود معرفت باحوال ايشان داريد و هيچيك مجتهد و شرعا قابل نيستند ، أمّا از براى كار مردم هر يك را كه متديّنتر و طالب علمتر ميدانيد به او بدهيد .
وقايع السنين والاعوام ( يا گزارشهاى ساليانه از ابتداى خلقت تا سال 1195 هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 554
مساهمون: محمد باقر بهبودى
ص٥٥٤