سال هزار و شصت و پنجم : سال هزار و شصت و ششم :
امام والى يمن در سال هزار و شصت و شش سيّد زيد بن عليّ بن إبراهيم حجاف شروع در تصنيف شرح كليني از كتاب حجت از آخوند مولانا خليل قزوينى در هزار و شصت و شش هجري چنانچه از ديباچه كتاب حجت معلوم مىشود . جلوس اورنگ زيب بعد از خلع خرّم در هزار و شصت و شش و تا تاريخ آخر هزار و نود و هشت پادشاه است ، و خرّم پدرش سى سال حكومت كرده و مىگفته است كه من سى سال ملك خدا را نگاهداشتم و خدا مرا در آخر نگاه نداشت .
سال هزار و شصت و هفتم : سال هزار و شصت و هشتم :
سيّد نور الدين عليّ بن الحسن الحسيني الشامي العاملي مجاور مكّه مشرفه سنّ او مشرف بر نود بوده فوت شد در ذيحجّه هزار و شصت و هشت از علماى اماميه است ، فتور و اضطراب هند بسبب بيمارى خرّم چنانچه در هزار و شصت و نه نوشتيم .
سال هزار و شصت و نهم :
تاريخ اجازه كه محدّث فاضل كامل عالم عامل صاحب نفس قدسيّه مولانا محمّد تقيا مجلسي قدّس اللّه روحه نوشته در ذيحجّة الحرام سنه شصت و نه هجرى است و آن اجازه بخطّه الشّريف موجود است . سيّد عماد ابن بركات بن جعفر بن بركات ابن أبي نمىّ الحسني مات في هزار و شصت و نه از اعيان مكّه مشرّفه - سلافه . فوت مولانا حسن علي پسر مولانا عبد اللّه التسترى در هزار و شصت و نه ، در كمال فطنت و ذكاء و مجتهد زمان .
فتور هند و اضطراب هند بسبب بيمارى خرّم ، و خروج مراد بخش پسر كوچك بر برادرش دارا شكوه ولى عهد ، و امداد اوزبك مراد بخش را در كسر شوكت دارا شكوه ، و غدر كردن اورنگ زيب با مراد بخش ، و حبس مراد بخش و حبس خرّم هر دو و اشتغال خود بحكومت و پادشاهى در هزار و شصت هشت و استقلال در هزار و