سال هزار و شصتم :
مولانا كاشفا و ميرزا قاضى در هزار و شصت رحلت نمود ، حكيم باشى مستقل در زمان شاه صفى و راغب برعايت سادات و علماء و فقرا و حريص بر اطعام فقرا ، شيخ محمّد بن عليّ بن أحمد حرفوشى الحويزى الشّامى العاملي صاحب شرح الزبدة و صاحب لالى السّنية في شرح الاجروميّه و ديگر تصانيف در هزار و پنجاه ، و فوت شد در ديار عجم .
فوت والد ماجد فقير مؤلّف اين اوراق عبد الحسين بن محمّد باقر بن مير إسماعيل ابن مير محمّد باقر در هزار و شصت ، عبادت بسيار ميكرد خصوصا در آخر عمر ، مكرر به زيارت بيت اللّه الحرام مشرف شده بود ، و قدرى تتبع حديث و تفسير كرده بود و همگى اوقات كتابى در نظر داشت و مطالعه ميكرد خواه در سفر و خواه در حضر و آنچه او را خوش ميآمد نقل ميكرد بمجموعها خواه از احاديث و خواه از كتب ادعيه و خواه از غرايب و امثال اينها ، و در ادعيه جنگ بزرگ ترتيب داده ، و بمجموع آنچه نوشته بود عمل ميكرد ، و چند جنگ بالفعل از او موجود است رحمه اللّه و رفع درجته .
و از او چهار پسر ماند جامع فنون علوم : مير إسماعيل ، و بعد از او فقير عبد الحسين الحسيني ، و بعد از فقير مير عبد اللّه ، و بعد از او مير محمّد ، و مير عبد اللّه را بكسب داد و ميگفت : ميخواهم يكى از اولاد من كاسب باشد ، و سه پسر خود را و دو پسر برادر خود را مير عبد الواسع و مير رفيع بطالب علمى داد ، و مبالغه عظيم داشت در تحصيل و طالب علم كردن اولاد خود ، أوّلا مير عبد الواسع ولد مير محمّد صالح عمّ فقير طالب علم شد ، و بعد از او مير إسماعيل پيش او تلمذ كرد ، و بعد از او مدّتى مير عبد الواسع قدرى بكدخدائى و كارهاى ديگر افتاده ، مير إسماعيل در مباحثه و مناظره و مطالعه اوقات خود را صرف كرده و مير عبد الواسع در اواخر رمضان سنه يكهزار و نود و هشت فوت شد و باقى موجودند .