تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع السنين والاعوام ( يا گزارشهاى ساليانه از ابتداى خلقت تا سال 1195 هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 515

مساهمون:

ص٥١٥
مير أبو القاسم مردى بود در كمال ديانت و خوش مذهبى و معتنى بشأن تصلب در ظواهر شرع و صاحب دين بود ، انتهى ، اطوار مير مرحوم قدرى مشهور است و چندين مرتبه بهند رفته بود و ميفرمود كه مكسب و مصرف در دو محل بايد يعنى از محلى بايد كسب كرد و در محل ديگر بايد خرج كرد .

سال هزار و پنجاه و يكم : سال هزار و پنجاه و دوم :

فوت نواب غفران پناه شاه صفي تغمّده اللّه بغفرانه در هزار و پنجاه و دو ، جلوس نواب خلد آشيان صاحبقرانى شاه عباس ثانى ابن شاه صفى ابن شاه عباس ماضى ابن شاه خدا بنده ابن السلطان الأعظم و الخاقان الأفخم السلطان شاه طهماسب ابن السلطان شاه إسماعيل در هزار و پنجاه و دو در كاشان .

سال هزار و پنجاه و سه : سال هزار و پنجاه و چهار :

در هزار و پنجاه و چهار معزّا خوش‌نويس مشهور شوشترى معاصر ميرزا تقي اعتماد الدوله فوت شد ، و ملّا فتح اللّه اصفهانى شاگرد معزّا بود در هزار و پنجاه و نه فوت شد .

سال هزار و پنجاه و پنجم :

قتل جانى خان و غيره در هزار و پنجاه و پنج بعد از هفت روز از كشتن ميرزا تقي اعتماد الدوله بعلّت زيادتى استعلاء و تسلّط و اقتدار ميرزا تقي اعتماد الدوله و راقم اوراق در آنوقت هفده سال داشتم و خليفه سلطان وزير اعظم شد و تاريخ وزارت او اين است ( باز سلطان اعتماد الدّوله شد ) ، فوت ميرزا محسن بن ميرزا الغ پسر ميرزا علي پسر ميرزا أبو صالح پسر ميرزا غياث ولد ميرزا أبو طالب ولد ميرزا أبو صالح متولّى مشهد مقدّس در هزار و پنجاه و پنج در ماه شعبان ، برادر ميرزا محسن بهند رفت و ملقّب به رضوى خان شد . ميرزا غياث سه پسر داشته : ميرزا أبو صالح و ميرزا أبو طالب و ميرزا إبراهيم