كشته شد بيرام اوغلى ، و فتح غرجستان واقع شد .
در تاريخ اكبرى مسطور است : نهضت موكب جهانبانى همايون از كابل و محاربه با ميرزا كامران برادر خود و ديگر وقايع عشرت افزاى ، همايون بجانب غوربند كه سر راه ميرزا كامران بود متوجه شد و در اواسط نهصد و پنجاه و هفت هلالى از كابل رأيت عزيمت افراخته متوجه آن صوب شد و در اثناى راه همايون اسب خود را بنهرى كه در سر راه بود زد و جمعى موافقت نكردند و همايون حكايت اخلاص صوفيان فدائى شاه إسماعيل را بيان فرمود كه خود را از بالاى كوه براى گرفتن روباهى به زمين انداخته جان باختند ، و در اين سفر كارى نساخت همايون ، معاودت موكب جهانبانى همايون از بدخشان و محاربه با كامران ميرزا و قرين فتح نزول اقبال بكابل ، همايون جنگ كرد و ميرزا كامران بىتاب شده از كوتل با رنج بجانب افغانستان آواره شد و اكبر را به نظر درآورده همايون گفت : من بعد ديگر اكبر را از خود جدا نميكنم و بفتح و فيروزى در باغ چاريكاران مجلس آراى عيش گرديد و در ارك كابل نزول فرمود .
سال نهصد و پنجاه و هشتم :
لشكر كشيدن شاه طهماسب نوبت سوّم بگرجستان و قلع متمردان در نهصد و پنجاه و هشت ، وان شمان پادشاه پرتقال ايلچى پيش شاه طهماسب فرستاد با تحفه و هدايا و در نهصد و هشتاد و دو نيز ايلچى ديگر فرستاد - عالم آرا . ميرزا حيدر كه از جانب همايون متوجّه فتح كشمير شد در نهصد و چهل و هفت و كشمير را فتح نمود در نهصد و پنجاه و هشت متوجه ملك نيستى شد بدست كمال ژژنى - تاريخ اكبرى .
در تاريخ اكبرى مسطور است كه همايون چند بار متوجه دفع فتنه ميرزا كامران برادر خود شد و مكرر او گريخت تا در شب يكشنبه بيست و يكم ذيقعده نهصد و پنجاه و هشت ربعى از شب گذشته بود كه ميرزا كامران با بسيارى از افغانان بر اردوى ظفرقرين ريختند و آتش محاربه مشتعل شد تا آنكه ماه منير برآمد و نور فتح و نصرت از ناصيهء دولت درخشيدن گرفت و سپاه خصم هزيمت را غنيمت شمرده هر كدام پريشان و پشيمان از گوشهء بدر رفتند ، و ناگاه در اين اثنا خبر كشته شدن ميرزا هندال برادر