فولاد اغلن بن ايبه خواجه بن تغتاى بن بلغان بن شايبان بن جوجى بن چنگيز فوت شد و عبيد خان هفت جنگ كرد : اوّل با كبك ميرزا در مشهد ، دوّم با ابن حسين ميرزا در حوالى سبزوار ، سوّم با بابر پادشاه در حوالى بخارا ، چهارم با امير نجم و بابر در غجدوان ، پنجم با حاجى سلطان و دمرى سلطان در بسطام ، ششم با شاه طهماسب در جام ، هفتم با صوفيان خليفه در عبدلآباد نيشابور و غير از جنگ جام جائى شكست نيافت ، دو پسر داشت عبد العزيز سلطان كه او را بر تخت نشاندند ، و عبد الرحيم برادرش تابع شد ، سىسال حكومت كرد و در جميع ماوراء النهر سكّه به نام او زدند بعد از او سكّه بنام عبد اللّطيف خان پسر كوجم خان زدند و عبيد خان در بخارا فوت شد و بعد از او عبد اللّه خان بن كوجونچى خان بعد از عبيد خان بپادشاهى ماوراء النهر رسيد و در نهصد و چهل و هفت مرد .
و در اين سال شاهرخ بن سلطان فرخ بن شيخشاه بن فرخ يسار بن أمير خليل اللّه ابن سلطان ابراهيم بن سلطان محمّد بن كيقباد از نسل نوشيروان عادل كشته شد بدست شاه طهماسب ، و دولت ايشان منقرض شد ، و در اين سال مولانا ركن الدين كاشى طبيب شاه طهماسب مرد - حسنبك . همايون در سال نهصد و چهل و پنج فتح بنگاله نمود ، شيرخان با ساير افغانيان خلاصه جوسهء بنگاله را گرفته از راه چهار كند به حدود رمستاس آمد و قلعه رمستاس را متصرف شد - تاريخ اكبرى .
سال نهصد و چهل و ششم :
فوت عبيد خان بن محمود سلطان بن ابو الخير خان بن دولت شيخ اوغلى كه بعد از اين به هفت واسطه بجوجى ابن چنگيز ميرسد در نهصد و چهل واقع شد دو پسر داشت ، عبد العزيز سلطان كه بجاى او نشست و عبد الرحمن برادرش تابع شد - لب .
و در تاريخ اكبرى مذكور است اين قصّه پر غصّه يعنى حكايت ياغيگرى شيرخان با همايون در نهم صفر نهصد و چهل و شش بر ساحل آب كنك بر گذر جوسه از مكمن تقرير پردهگشا گشت و همايون با ميرزا عسكرى و معدودى ايلغار كرد بدار الخلافه