سال هشتصد و چهارم :
رومي : منهزم شدن لشكر عثمانى يعني لشكر روم از جنگ بزرگ تيمور و اسير شدن ايلدرمخان در تاسع ذي حجّه اين سال كه هشتصد و چهار است ، و قشلاق كردن تيمور در كوتاهيه ، و ابتداى فتنه ميان چراكسه ، و انقراض دولت بني مزنى ملوك يشكره بمستولى شدن أبو فارس حفص ، و فوت شدن سراج الدّين عمر بن ملقن ، انتهى .
تيمور در هشتصد و سه سفر شام كرد . و در حدود حلب امراى شام با او مقاتله كردند و شهر حلب مفتوح شد ، أمير تيمور از آنجا لشكر بدمشق كشيد و امراى شام را كه مقيّد ساخته بود بقتل آورد ، و با پادشاه مصر سلطان فرج مصاف كرد و بر او غالب شد ، سلطان فرج به مصر گريخت ، و در همين سال كه فتح شام كرده بود در بغداد بسبب مخالفت مردم آنجا قتلعام فرمود ، و قشلاغ را در قراباغ گرفت ، و در سال ديگر سفر روم كرد و در روز جمعه نوزدهم ذي حجّه هشتصد و چهار در حدود انگوريه با ايلدرم بايزيد پادشاه روم جنگ كرد ، و ايلدرم بايزيد گرفتار شد ، و لشكر جغتاى بر تمام بلاد روم مستولى شد ، و قريب بيك سال تيمور در روم درنگ نمود ، و در آن اوقات سلطان محمودخان و يلدرم بايزيد مردند - لب .
شيخ شهيد أوّل محمّد بن مكّي صاحب ذكرى در هشتصد و چهار شهيد شد قدّس اللّه روحه - شرح لمعه . مسموع گرديد كه بعد از آنكه أهل سنّت اجماع بر قتل شهيد أوّل نموده و شيخ دست از جان شسته و در رقعه نوشت كه « ربّ انّي مغلوب فانتصر » و بر هوا انداخت ، همان رقعه از هوا بر دامن شيخ افتاد ، شيخ ملاحظه نمود در جواب نوشته شده بود كه يابن مكّي إن كنت عبدي فاصطبر .
سال هشتصد و پنجم :
في الرومي : أخذ تيمور حصار ازمير من الافرنج في ثمانمائة و خمس ، و عوده إلى جانب الشرق ، و اختلال الدولة العثمانية من كثرة شركاء السلطنة ، و قتل عيسى حلبى على يد أخيه موسى حلبي بعد الحرب ، و موت ايلدرمخان في آق شهر ، و الامام