و التحقيقات الرائقة السيّد الشريف الجرجانى بارها ميگفته كه تا من بصحبت شيخ زين الدّين علي كلا نرسيدم از رفض نترسيدم ، و تا بصحبت خواجه علاء الدّين عطّار نهپيوستم خدا را نشناختم ، و خواجه محمّد پارسا قدري از كلمات قدسيّه شيخ علاء الدّين عطّار را نوشته ، و خواجه محمّد پارسا در ثمانمائة و بيست و دو بمدينه آمد و مرد - نفحات .
در كتاب مزارات شيراز مسطور است : شيخ مرشد الدّين عبد الرحمن بن مؤيد بن عمر ابن مظفر ، حليم متواضع عارف باقسام فنون ، بر جمعى از علماء كتب خوانده بود در هفتصد و نود و يك مرد و در عقب والدش مدفون شد . تسنّن و خوش اعتقادي نقشبنديه در أحوال خواجه عبيد اللّه در هشتصد و هشتاد و سه مذكور است ، خواجه عبيد اللّه از طايفهء خواجگان است ، و ظاهر اين است كه معاصر ملّا جامى است ، و ملّا جامى او را در آخر نفحات ذكر كرده است و نفحات در نهصد و هشتاد و سه تمام شده ، ما نيز احوال عبيد اللّه را در هشتصد و هشتاد و سه نوشتيم .
سال هفتصد و نود و دوم :
فوت محقق تفتازانى ملّا سعد الدّين در هفتصد و نود و دو ، و در آخر شرح مقاصد در تحقيق اشراط ساعت گويد ، و ها نحن شارفنا ثمانمائة و لم يظهر شيء من هذه العلامات و بعد از آن تحقيق قرب ساعت مىكند . فوت خواجه حافظ در هفتصد و نود و دو بوده در عهد شاه شجاع و قيل هفتصد و نود و هفت ، فوت كمال خجند در هفتصد و نود و دو - مجموعه ، قبر وى در تبريز است - مجموعه . و فوت خواجه حافظ شيرازى شاعر در هفتصد و نود و دو - مجالس .
سال هفتصد و نود و سوم : سال هفتصد و نود و چهارم : سال هفتصد و نود و پنجم :
سيّد محمّد نور بخش در سبعمائة و نود و پنج در قاين متولّد شد ، مريد خواجه إسحاق ختلانى است كه مريد مير سيّد علي همدانى است ، معاصر مير شاهرخ بود