تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع السنين والاعوام ( يا گزارشهاى ساليانه از ابتداى خلقت تا سال 1195 هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
شد كه در هفتصد و نود و يك مرد - حسن بيك . أمير قزغن كه در سال هفتصد و چهل و هفت قران سلطان را از ميان برداشت و صاحب اختيار شد ، دوازده سال و كسري پادشاه ايشان بود در هفتصد و پنجاه و نه بدست يكى از نزديكان خود در شكار كشته شد ، و پسرش مير عبد اللّه يكسال حاكم بود و در هفتصد و شصت او را از ميان برداشتند - لب .

سال هفتصد و شصتم :

فوت مولانا قطب الدّين رازى صاحب محاكمات در سال هفتصد و شصت - مجموعه . فراغ از تصنيف الاعراب عن قواعد الاعراب صاحب مغنى اللّبيب ابن هشام در هفتصد و شصت . مير عبد اللّه پسر أمير قزغن در هفتصد و پنجاه و نه بجاى پدر نشست و يكسال حاكم بود بيان قلىخان را كه پدرش بپادشاهى نصب كرده بود بسبب غرض فاسدى كه با حرم او داشت بقتل آورد و تمور شاه اوغلان را پادشاه كرد ، و امراى ماوراء النهر با او نساختند در شهور سنهء هفتصد و شصت او را از ميان برداشتند . و بعد از اين در بلاد ماوراء النهر هرج و مرج شد و هر أميرى بسر خود حاكمى بود و كسى ديگر را حساب نميگرفت ، و مقابله و مقاتله باهم داشتند و مردم در عرضهء تلف درميآمدند ، تا اينكه تغلقتمورخان از نسل جغتاىخان در ربيع الثانى هفتصد و شصت و يك روى بماوراء النهر نهاد ، و امراء بخدمتش پيوستند و پدر أمير تيمور در اين سال مرده بود ، و او دختر أمير مسلا بن أمير قزغن را در اين سال بنكاح خود درآورده بود و سنّ او به بيست و پنجسال رسيده بود به خدمت تغلقتمورخان رسيد و ايالت كش با توابع كه با اقوام او بود به او تفويض شد ، و ابتداى نشو و نماى تيمور از اين وقت است . و بعد از اين لشكر تغلقتمورخان به تختگاه برگشت ، و أمير حسين بن أمير مسلاء كه كه برادر زن تيمور بود و نبيره قزغن بحكومت ماوراء النهر رسيد ، و تيمور به حكم خويشى در زمان او ترقى كرد و مير بزرگ شد ، و تيمور و أمير حسين مدّتها در دولت و نكبت باهم مىبودند تا در ميانه مخالفت بهم رسيد امراى ماوراء النهر جانب تيمور گرفته مير حسين را در شهر بلخ كشتند ، و روز چهارشنبه دوازدهم شهر رمضان سنهء هفتصد و هفتاد و يك أمير تيمور حاكم جميع ماوراء النهر شد - لب .