تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع السنين والاعوام ( يا گزارشهاى ساليانه از ابتداى خلقت تا سال 1195 هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
جغتاىخان بخانى نصب كرد ، و خود روز بروز در تزايد و اقبال بود ، و در هيچ معركه مغلوب نشد تا در مدّت سى و شش سال كه حكومتش بود أكثر بلاد را فتح نمود و در هفتصد و هفتاد و نه قتل‌عام اصفهان فرمود - لب . أبو بكر تايبادى در هفتصد و هفتاد و يك مرد - خل ! شيخ جزري مقرى در طريق حديث أشراف امّتي حملة القرآن در ديباجهء كتاب خود گويد : اخبرنا الشّيخ الامام أبو العبّاس أحمد ابن محمّد بن خضر الحنفيّ بقرائتي عليه بسفح قاسيون ظاهر دمشق المحروسة في أوائل سنة احدى و سبعين و سبعمائة ، و روايت را بالا برده تا ضحاك از ابن عباس و حديث را نقل نموده ، جزري در نشر اسامى كتب قراءات بتمامها قريب به پنجاه و شش جلد نوشته ، و در أوّل اين بياض نوشتيم ، و هر يك را در سال خود نيز نقل كرديم .

سال هفتصد و هفتاد و دوم : سال هفتصد و هفتاد و سوم :

فوت خواجه عماد كرمانى هفتصد و هفتاد و سه - مجموعه .

سال هفتصد و هفتاد و چهارم : سال هفتصد و هفتاد و پنجم :

افتخار الدّين محمّد بن نصر اللّه دامغانى در هفتصد و هفتاد و پنج فوت شد - مزارات شيراز .

سال هفتصد و هفتاد و ششم :

أمير غياث الدّين جهانگير ، يكى از چهار پسر تيمور در هفتصد و هفتاد و شش مرد در سمرقند ، و از او دو پسر ماند : أوّل محمّد سلطان كه تيمور او را ولي عهد كرده بعد از فتح روم در هفدهم شعبان هشتصد و پنج مرد در سوري حصار روم ، دوّم مير محمّد در هشتصد و نه كشته شد - لب . ميرزا عمر شيخ ، يكى از چهار پسر تيمور كه حكومت فارس داشت ، در زمان پدر در هفتصد و هفتاد و شش در پاى قلعه خرمالوئى خورد و مرد بعد از او أمير تيمور جاى او را به پسرش مير محمّد پسر عمر شيخ داد - لب . اجازه اربلى صاحب كشف الغمه كتاب الذريّة الطاهرة در سبعمائة و سبعين و ست