دخول ماوراء النهر در ستمائة و شانزده ، عبور از جيحون در ستمائة و هفده ، جنگ جلال الدّين منكبرنى با او در ستمائة و هجده ، عود بممالك خطاى در ستمائة و بيست و يك ، فوت او در ششصد و بيست و چهار ، مدّت پادشاهى بيست و پنج ، و در فتنه او كفار قريب بهشتاد سال بر أهل اسلام در ايران و توران غالب و حاكم بودند ، و هرگز چنين حادثه در اسلام روى نداده بود ، و بعد از او اوكتاى قاءان والى شد ، و در سيصد و بيست و شش مرد - لب .
و چنگيز را چهار پسر بود : أوّل تولى خان حكومت دشت قبچاق و بلغار و الان و آس و روس از او بود ، و او در ستمائة و بيست و دو مرد ، و بعضى گفتهاند : پيش از پدر بشش ماه مرد ، دوم جغتاى خان و او در ششصد و سى و هشت يا ششصد و چهل مرد و اوكتاى در ششصد و بيست و شش جاى پدر گرفت ، و تولى هميشه ملازم بود ، پادشاهان ايران از نسل تولىاند در ستمائة و بيست و هشت مرد - لب .
سال ششصد و بيست و پنجم :
در شهور سنهء خمس و عشرين و ستمائة سلطان جلال الدّين پسر خوارزمشاه از اصفهان بقمع و قلع اهل كرخ بيرون رفت ، و بعد از اين سلطان مصاف داد با حكّام روم و شام و انقراض دولت او شد باندك زمانى - روضة الصفا . و در لب التواريخ انقراض را در ستمائة و بيست و هشت نقل كرده ، و در روضة الصفا بعد از دولت خوارزمشاهيان دولت قراختاى كرمان را نقل كرده ، فوت كمال إسماعيل در سنهء ششصد و سى و پنج است - مجموعه .
سال ششصد و بيست و ششم :
اوكتا قاءان پادشاه دوم مغول در ششصد و بيست بوصيّت پدر پادشاه شد ، و جواد بود بسيار و بالش زر بخشيد بقول بعضى پانصد مثقال باشد ، و بقولى هشت درهم و دو دانگ و بقولى هشت دينار و دو دانگ ، و اوكتاى نجم الدّين أمير جرماغون نوئينى را در ششصد و بيست و هشت بارّان فرستاد - لب . فوت ياقوت حموى در ستمائة و بيست و شش - خل .