مركب من فضة خالصة فعرض له في السوق الامامان الحافظان للأحاديث النبويّة : أبو زرعه و محمّد بن اسلم الطوسى رحمهما اللّه و از حضرت شنوانيدن حديثى التماس نمودند و حضرت حديث لا إله إلا اللّه مشهور را فرمودند بسند معنعن تا جناب اقدس إلهي ، و استاد أبو القاسم قشيري گويد : رسيد اين حديث ببعضي از امراى سامانيه و فرمود كه به طلا بنويسند و با او دفن نمايند ، بعد از فوت او را بخواب ديدند گفت : مرا آمرزيدند به اين حديث ، انتهى .
سال پانصد و نود و هفتم :
فوت محمّد بن عماد كاتب پانصد و نود و هفت - خل . فوت أبو سعيد قراقوش از امراء سلطان صلاح الدّين در قاهرهء مصر ، و قيل خادم - خل . ولادت خواجه نصير الدّين امام طوسى أفضل الفضلاء در روز دوشنبه يازدهم جمادى الاولى سنهء پانصد و نود و هفت بود در روز فوت فخر رازى ، و در ششصد و چهل و چهار از شرح اشارات فارغ شد - لب . و ابتداى رصد از ستّمائة و پنجاه و هفت ، و فوت در ستّمائة و هفتاد و دو - شرح شيخ محمّد خواتون بر أربعين . شاه سنجان در پانصد و نود و هفت مرد - نفحات .
صاحب فتوحات مكّي در باب صد و شصت و يك در مقاميكه ميانه صديقيه و نبوّت است گويد كه : من در محرّم پانصد و نود و هفت به اين مرتبه رسيدم ، و شيخ أبو عبد الرّحمن سلمي را در اين مرتبه و مقام ديدم ، و أبو عبد الرّحمن در چهارصد و دوازده فوت شد - نفحات ملّا جامي .
شاه سنجان ركن الدّين محمود از سنجان كه يكى از دهات خواف است در پانصد و نود و هفت مرد و او معاصر خواجه مودود و معاصر أحمد جامى است ، و مودود در پانصد و بيست و هفت مرد - نفحات ملّا جامى .
سال پانصد و نود و هشتم :
أبو طاهر الخشوعي بركات ابن إسحاق آخر من روى بالاجازة عن صاحب المقامات الحريري در پانصد و نود و هشت مرد - خل .