سال پانصد و پنجاه و هفتم :
ولادت ابن الخباز در پانصد و پنجاه و هفت ، در ستّمائة و سى و يك مرد - خل .
فوت مؤيد آلوسى پانصد و پنجاه و هفت ، در پانصد و پنجاه و هفت مؤيّد ايبه كه از غلامان سنجر بود بر محمود خان بن محمّد خان خروج كرد و او را گرفت و ميل كشيد ، و پادشاهى بعضى به مؤيد ايبه و بعضى بخوارزمشاهيان و بعضى بغوريان رسيد ، به پانصد پنجاه و دو رجوع كن - لب .
محمّد بن بزرگ اميد به حكم پدر حاكم شد ، و او را پسرى بود حسن نام بد اعتقاد و پدرش مردم را آگاه كرد كه پسر من بد اعتقاد است و ما امام نيستيم ، بيست و چهار سال و شش ماه حكومت كرد ، در سوّم ربيع الأوّل پانصد و پنجاه و هفت مرد ، و او حاكم سوّم بود ، و بعد از او حسن بن محمّد بن بزرگ اميد حاكم شد و در پانصد و شصت و يك كشته شد - لب .
كتاب ضوء الشهاب تصنيف فضل اللّه بن عليّ بن عبيد اللّه الحسني صاحب خرايج و جرايح است « 1 » و كتاب ضوء الشهاب بخطّ شيخ مذكور بنده محرر اوراق ديدم كه در تاريخ پانصد و پنجاه و هفت نوشته شده بود ، و اين كتاب در شرح كلمات جامعه حضرت نبوى است بر وضع تقيّه . ايل ارسلان پسر اتسز كه در سوّم رجب پانصد و پنجاه و دو پادشاه شده بود در پانصد و پنجاه و هفت مرد ، و سلطان شاه ابن ايل ارسلان حاكم شد - روضة الصفا ، و در پانصد و هشتاد و نه مرد - لب .
سال پانصد و پنجاه و هشتم :
فوت جواد اصفهانى در پانصد و پنجاه و هشت - خل . فوت هبة اللّه بغدادى پانصد و پنجاه و هشت - خل . سيف الدولة علاء الدّين حسين بن سام بعد از پدر پادشاه شد عادل و كامل و رعيّتپرور بود ، ملك غزنى به پسر عمّ خود غياث الدّين محمّد بن سام داد و بعد از سلطان سنجر سلجوقى بلخ نيز مستخلص شد ، غزان بجنگ او آمدند و سيف الدوله در آن جنگ كشته شد در پانصد و پنجاه و هشت و او حاكم دوّم بود ، و سوّم غياث الدّين أبو الفتح محمّد است كه در پانصد و نود و هشت مرد - لب . فوت ايلدكز غلام مسعود
هامش
( 1 ) بلكه صاحب خرائج قطب الدين راوندى است نه فضل اللّه راوندى .