سال پانصد و چهل و چهارم :
در پانصد و چهل و چهار سلطان مسعود سلجوقى پسر سلطان محمود از بغداد مراجعت نموده بهمدان آمد - روضة الصفا . سيف الدّين غازى بن عماد الدّين زنگى پادشاه پنجم از اتابكان فاس از شعبه دوم حاكم مملكت ديار بكر و جزيره و بعضى از كردستان و اكثر اوقات بغزاى فرنگ مشغول بود در پانصد و چهل و چهار مرد ، و بعد از او قطب الدّين مودود پادشاه شد ، و در پانصد و شصت و پنج مرد - خل .
القاضي ناصر الدّين أحمد ارّجانى شاعر در پانصد و چهل و چهار مرد - خل .
فوت قاضي عياض صاحب شفا يحصبي سبتى صاحب شرح بر مسلم در پانصد و چهل و چهار مرد - خل . ولادت ابن الأثير أبو السعادات مجد الدّين المبارك بن محمّد بن محمّد ابن عبد الكريم المعروف بابن الأثير در پانصد و چهل و چهار بود ، معاصر أمير مجاهد قايماز بن عبد اللّه الخادم الزينبي نايب مملكت بود ، و متصل شد به خدمت عزّ الدّين مسعود ابن مودود صاحب موصل ، و تولّى ديوان رسائله ثمّ اتصل بولده نور الدّين ارسلان شاه و عرض له مرض كف يديه و رجليه ، و منعه من الكتابة مطلقا ، و در ستّمائة و ستّ مرد دو برادر دارد : ضياء الدّين نصر اللّه ، و عزّ الدّين علي - خل در باب ميم ، و عزّ الدين أبو الحسن عليّ بن محمّد معروف بابن الأثير جزرى صاحب تاريخ كامل است - خل .
بهرام شاه بن مسعود بن إبراهيم غزنوى بعد از ارسلان پادشاه شد ، و كتاب كليله و دمنه بنام او نوشت - نصر اللّه بن عبد الحميد و حديقه سنائى بنام او منتظم شد سى و دو سال حكومت كرد ، و در آخر عمر علاء الدين حسن بن حسين كه أوّل ملوك غور است بر وى خروج كرد و بهرامشاه از او منهزم شد و بهند رفت ، علاء الدولة بن حسن برادر خود را بپادشاهى غزنين مقرر كرد ، و در سال پانصد و چهل و چهار مرد بهرامشاه و خسرو شاه پسرش حاكم شد ، و در پانصد و شصت مرد - لب .
الحافظ لدين اللّه أبو ميمون عبد الحميد بن مستنصر بر جاى برادرزاده در پانصد و بيست و چهار پادشاه شد ، بيست سال عمر كرد و در پانصد و چهل و چهار مرد ، و بعد از