تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع السنين والاعوام ( يا گزارشهاى ساليانه از ابتداى خلقت تا سال 1195 هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨

سال چهارصد و دهم :

بعد از مردن ايلك خان پادشاه ماوراء النهر در ثلاث و أربعمائة قدرخان و ارسلان خان از ماوراء النهر و تركستان باتفاق يكديگر قصد خراسان كردند ، و چون ببلخ رسيدند محمود با ايشان مصاف كرد و غالب آمده از جيحون بگذشت ، و اين صورت در أربعمائة و عشر بود - لب . شرف الدولة حسن بن بهاء الدولة بعد از پدر از بغداد بنيابت برادرش سلطان الدولة امارت داشت ، و خطبه را در آخر بنام خود كرد و نام سلطان الدولة را از خطبه انداخت و شش سال و دو ماه حكومت كرد ، و در چهارصد و ده مرد - لب . در چهارصد و ده شيخ أبو عبد اللّه محمّد بن فضل بن محمّد طاقى سجستانى مروى مرد مريد موسى بن عمران جيرفتى ، شيخ الإسلام عبد اللّه انصاري گويد : وى پير منست و استاد من در اعتقاد حنبليان كه اگر من او را نديدمى اعتقاد حنبليان ندانستمى - نفحات ملّا جامى . و فوت عبد اللّه انصاري در سيصد و نود و شش است . ابتداى جزو عاشر امالى شيخ طوسي قدّس اللّه سرّه گويد : أخبرنا أبو عمر عبد الواحد ابن عبد اللّه بن محمّد بن مهدي سنة عشر و أربعمائة في منزله ببغداد در درب زعفرانى و حديث جابر بن عبد اللّه را نقل كرده كه قريش به حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله گفتند : انّك زوّجت عليّا به مهر خسيس ، تا آخر ، و در همين سال أبو عمر مذكور در منزل خود بدرب زعفرانى ببغداد در كرخ حديثى نقل كرده از ابن عقده در مسجد براثا هشت روز مانده از جمادى الاولى سيصد و سى ، و خطبهء حضرت امام حسن عليه السّلام بعد از فوت آن حضرت و حديث راية و آيهء تطهير را نقل نموده . أبو علي گويد در علاج مرگ كه از عهد حضرت أمير عليه السّلام تا زمان ما كه چهارصد سال است اگر اولاد حضرت أمير عليه السّلام را حساب كنيم و مثل بر اين را مضاعف كنيم بحدّى مىشود كه در زمين جاى پاى زياده به كسى نميرسد ، تا آخر - اخلاق ناصري شيخ طوسى . در امالى در جزو سيزدهم گويد : أخبرنا أبو الحسين محمّد بن محمّد بن مخلد آخر أخبار الحمامي قرء عليه في ذى الحجّة سنة عشرة و أربعمائة ، و حديث در سيصد