سال چهارصد و چهارم :
بهاء الدولة بن عضد الدولة كه در صفر سيصد و هشتاد پادشاه شده بود در چهارصد و چهار مرد ، و خليفه القادر باللّه او را شهنشاه قوام الدّين لقب داد و بيست و چهار سال حكومت كرد ، و او حاكم يازدهم بود از آل بويه ، با محمود غزنوى صلح كرد و از او دختر خواست ، و سلطان الدولة پسرش در چهارصد و شانزده مرد بعد از پادشاهى - لب .
أبو الطيّب پسر أبو سهل صعلوكى در چهارصد و چهار فوت شده و پدرش أبو سهل صعلوكى در سيصد و شصت و نه - نفحات ملّا جامى . سلطان الدولة بن بهاء الدولة بن عضد الدولة بعد از پدر در چهارصد و چهار پادشاه شد ، و در چهارصد و شانزده مرد در فارس - لب .
سال چهارصد و پنجم :
ابن نباته شاعر كه مدح ابن العميد وزير بهاء الدوله ديلمى كرد و چيزى نداد و حكايت مشهور است در چهارصد و پنج مرد - خل . يوسف بن كجّ الدينورى بصري در چهارصد و پنج كشته شد - خل . بدر بن حسنويه از اكراد كه در سيصد و شصت و نه مستقل شده بود در سنهء چهارصد و پنج بر سر قلعه كوسجه رفت ، و ميانهء هلال و بدر كه پدر و پسر بودند صفائى نبود ميان ايشان جنگ شد در أربعمائة و پنج ، و هلال در جنگ كشته شد ، و در أربعمائة و ستّ طاهر بن هلال در دست أبو الشوك بقتل رسيد - شرفنامه .
سال چهارصد و ششم :
فوت سيّد رضي محمّد برادر سيّد سند ذوالمجدين سيّد مرتضى و جامع نهج البلاغة در چهارصد و شش . بيعت با معزّ بن باديس در چهارصد و شش ، باديس بن منصور صاحب افريقيه از ملوك بني باديس در چهارصد و شش مرد ، و جدّ باديس بلكّين بود كه در سيصد و هفتاد و سه مرد - خل . فوت أبو حامد اسفرايني در چهارصد و شش اسم او أحمد بن أبي طاهر فقيه شافعي - خل . در أربعمائة و پنج ميانه هلال و بدر جنگ شد و هلال كشته شد ، و در أربعمائة و ستّ طاهر بن هلال در دست أبو الشوك « 1 » كشته شد
هامش
( 1 ) أبو الشوك در أربعمائة و بيست و يك مذكور است .