مصنّفات كثيرة يبلغ ثلاثين ، بيست و پنج كتاب را نام برده و ذكر كرده ، صد و بيست سال عمر كرد و بيشتر نيز گفتهاند ، توفّي ليلة الثلثاء الثالث و العشرين من رمضان سنة احدى و سبعين و ثلاثمائة ، و أبو أحمد كبير فضل بن محمّد خادم الشيخ در تاريخ مزبور مرد و پى سر شيخ مدفون شد ، و أبو أحمد صغير حسن بن علي شيرازى خادم الشيخ سى و پنجسال خدمت شيخ كرده بود در سيصد و هشتاد و پنج مرد ، و در پى سر شيخ مدفون شد ، انتهى .
در سيصد و هفتاد و يك أمير نوح بن منصور بن نوح سامانى إبراهيم بن محمّد بن سيمجور را از وزارت خراسان معزول نمود ، و حسام الدولة أبو العباس تاش را بجاى او منصوب نمود ، و در اين سال عضد الدوله برادر خود مؤيّد الدوله را بحرب فخر الدوله فرستاد ، و در نواحى استراباد قابوس و فخر الدوله با مؤيّد الدوله جنگ كردند و منهزم شدند و بخراسان پيش حسام الدوله تاش آمدند ، و حال خود را نوشته ببخارا فرستادند و نوح بن منصور جوابى نوشت ، و بحسام الدين نوشت كه مقدم اين دو مهمان را عزيز دار و خصوم را دفع كن ، و حسام الدوله لشكر جمع نمود تا أوّل دست قابوس را از جرجان كوتاه كند ، و بعد از آن فخر الدوله را علاج نمايد .
و حرب جرجان امتدادى بهمرسانيد تا در سنهء سيصد و هفتاد و يك لشكرى بيرون آمده گريخته قابوس و فخر الدوله و حسام الدوله تا نيشابور هيچ جا توقف ننمودند و اين معامله را بأمير نوح نوشتند ، و أمير نوح در صدد تدارك درآمد و وزير خود را فرمود تا تهيّه لشكر نمايد ، و أبو الحسين وزير در كمال بغايت رسيده بود كه بسعايت جمعى غلامان او او را كشتند با وجود حارسان ، از جانب أمير نوح و قابوس و فخر الدوله انتظار آمدن وزير ميكشيدند كه ناگاه خبر موحش رسيد كه وزير كشته شد و وزارت بأبي الحسين مزنى مفوّض شد ، و أبو الحسين وزير أبو الحسن سيمجور را گفت كه بقهستان برود ، سيمجور قبول نموده و وزير بادغيس ورستاق كنج و مكران را در اقطاع او افزود - روضة الصفا .
وقايع السنين والاعوام ( يا گزارشهاى ساليانه از ابتداى خلقت تا سال 1195 هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 232
مساهمون: محمد باقر بهبودى
ص٢٣٢