روى عنه التلّعكبري ، و سمع منه سنة خمس و ستّين و ثلاثمائة ، و له منه اجازة و كان يروى عن أبي علي الأشعري - رجال ميرزا محمّد .
سال سيصد و شصت و ششم :
فوت ركن الدولهء ديلمى در سيصد و شصت و شش واقع شد ، و او به حكم برادرش عماد الدوله حاكم عراق بود ، و چهل و چهار سال حكومت كرد ، و در شب بيست و پنجم سال مذكور مرد ، و سه پسر داشت : عضد الدوله و مؤيّد الدوله و ركن الدوله ، بعد از فوت عماد الدوله در سيصد و سى و هشت مملكت را بر پسران قسمت كرد ، و يزد و اصفهان و قم و كاشان و نطنز و جرپادقان بمؤيّد الدوله أبو نصر بن بويه داد ، و رى و همدان و قزوين و ابهر و زنجان و ساوه و آوه و بعضي از كردستان بفخر الدوله علي و پسر مهتر عضد الدولة فنّا خسرو را همان كه عمّش داده بود يعنى ملك فارس بر او مسلّم داشت - لب .
محمّد بن علي بقال شاشى در سيصد و شصت و شش مرد - خل . شمس المعالى أبو قابوس و شمگير بر جرجان و طبرستان مستولى شد در سيصد و شصت و شش - روضة الصفا .
أبو عبد اللّه مقرى از طبقهء خامسه در سيصد و شصت و شش مرد - نفحات ملّا جامى .
سال سيصد و شصت و هفتم :
در كتاب مزارات شيراز در نوبه چهارم مسطور است : شيخ أحمد بن الحسين أبوبكر زاهد ميانهء او و شيخ كبير يعنى أبو عبداللّه خفيف مباحثات است در ثلاثمائة و شصت و هفت مرد ، ابن بقيه محمّد وزير عزّ الدوله بعد از كشته شدن عزّ الدوله ، عضد الدولة مالك بغداد شد ، و ابن بقيه را در زير پاى فيل انداخت و از حلق كشيد در سيصد و شصت و هفت - خلكان . عزّ الدوله بختيار بن معزّ الدولة بعد از پدر در بغداد يازده سال حكومت كرد ، بعد از آن به حكم عضد الدوله كشته شد در سبع و ستّين و ثلاثمائة و بعد از آن مؤيّد الدوله والى شد ، و در سيصد و هفتاد و سه مرد - لب .
عضد الدوله ديلمى امامى در سيصد و شصت و هفت بغداد را از عمّ زاده خود بختيار مستخلص كرد ، و آثار مشاهد مشرّفه حضرت أمير و امام حسين عليهما السّلام از او است - لب