تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع السنين والاعوام ( يا گزارشهاى ساليانه از ابتداى خلقت تا سال 1195 هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
نيز مدار بر اين مقياس بود ، و در وقت ما كه ثلاثمائة و ثلاثين و اثنتين است عمل بر اين مقياس است - مروج . و ملوك مصر را بتفصيل در ورق هفدهم أوّل كتاب نوشتيم ، و حكايت حائط العجوز را كه تا تاريخ سيصد و سى و دو رسم او باقى است نوشتيم ، فارجع إليه . فجملة التاريخ من هبوط آدم إلى الأرض إلى هذا الوقت ، و هو سنة اثنتين و ثلاثين و ثلاثمائة من خلافة المتّقي للّه و نزوله الرقّة من ديار مضر خمسة آلاف سنة و مائة و ستّ و خمسون سنة . مروج الذهب بعد از نقل حرف مجوس گفته : پادشاه روم در زمان وليد بن عبد الملك ابن مروان خادمى فرستاد پيش وليد ، و وليد ميخواست او را بكشد ، و آن خادم مسلمان شد ، و قدرى از دفاين كه در زمين اسكندريه بود بيرون آورد تا وليد را بر اين داشت كه در منارهء اسكندريه دفائن و خزائن هست لا تعدّ و لا تحصى و بوقوف من بيرون مىتوان آورد ، و شروع بكندن آن مناره و تا نصف آن كندند ، و بعد از اين مشخص شد كه آن حيله و خديعه بوده كه سلطان روم كرده بود براى خرابي منارهء اسكندريه ، و آن خادم گريخت ، و تا اين زمان كه ثلاثمائة و ثلاثين و اثنتين است بر اين حال هست ، و باني اسكندريه و روميّه بعضي گفته‌اند يكى است و او اسكندر است و بعضي گفته‌اند : باني اسكندريه دلوكه است كه زنى بوده و پادشاه مصر بوده و حائط العجوز از او بود - مروج الذهب . أولاد نوح كه در زمين متفرق شدند اولاد كوش بن كنعان بجانب مغرب رفتند تا قطع رود نيل مصر كرده بعد از آن چند فرقه شدند ، فرقهء رفتند بميان مشرق و مغرب ، و ايشان نوبه و بجّه و زنج‌اند ، و جمعى بجانب مغرب رفتند ، و هم أنواع كثيرة نحو الزغاوة و الكاتم و مرتك و كوكو و اكما و غامة و غير اينها از احابيش و دمادم ، تا آنجا كه ميگويد : و أمّا نوبه دو فرقه شدند : يك فرقه در شرقي نيل ، و يكى در غربى نيل ، و دار مملكتى دارند مسمّى بدنقله ، و فرقهء از نوبه را علوه گويند ، قال المسعودي : و انتهيت في تصنيفي بهذا الموضع من كتابنا هذا في ربيع الاخر من سنة اثنتين و ثلاثين و ثلاثمائة - مروج .
وقايع السنين والاعوام ( يا گزارشهاى ساليانه از ابتداى خلقت تا سال 1195 هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 215 | محمد باقر بهبودى / سيد عبد الحسين الحسينى خاتون آبادى