يافت ، و مردى بود پيش او كه خدمت او ميكرد از أصحاب مهدي ، و أبو عبد اللّه ترسيد كه مبادا منتقض شود بر او تدبير او ، آن خادم را بيرون آورد و گفت : مهدي است و أوّل كسى كه دعوى خلافت در مغرب كرد او بود ، و داعى او أبو عبد اللّه شيعى مذكور بود .
و چون امر مهدي مستقيم شد أبو عبد اللّه و برادرش را كشت و بناى مهديّه نمود با فريقيه ، و در سيصد و هشت از بناى او فارغ شد ، و بعد از او قائم خليفه شد ، و بعد از او منصور ، ولد قائم ، بعد از آن معزّ بن منصور كه مالك ديار مصر شد و بناى قاهره كرد ، و دولت ايشان منقرض شد بر دست سلطان صلاح الدين ، و اينها را عبيديّون گويند ، ولادت مهدي در دويست شصت و شش ، و نام بردن بخلافت در منابر سال دويست و نود و هفت و ظهور او در دويست و نود و شش ، و بيرون رفت بلاد مغرب از دست بني العباس ، و فوت مهدي در سيصد و بيست و دو - خلكان . مهدي عبيدي عبيد اللّه در دويست و نود و هفت و رقّاده و قيروان نام او را بخلافت بردند - خل .
سال دويست و نود و هشتم :
فوت جنيد بغدادي دويست و نود و هشت - مجالس ، يافعي . جنيد بغدادى سيّد الطائفه ، مذهب أبو ثور داشت مهينه شاگرد شافعي ، و گفتهاند : مذهب سفيان ثوري داشت شاگرد سري سقطى و حارث محاسبي بود از ائمه و سادات اين قوم است ، همه نسبت بوى درست كنند چون خراز و رويم و ثورى و شبلى و غيرهم در دويست و نود و هفت مرد ، و يافعي هشت گفته - نفحات ، و أبو جعفر كرنبى از اقران جنيد بوده ، جنيد در روز فوت أبو جعفر بر بالين وى نشسته بود - نفحات .
أحمد پسر إسماعيل سامانى در دويست و نود و هشت سيستانرا گرفت ، و در همين سال أحمد عمّ خود إسحاق را از محبس بيرون آورده سمرقند و اندجان را بوى داد - روضة الصّفا . أبو عبد اللّه شيعي حسين ابن أحمد المعروف بالشيعي داعى عبيد اللّه جدّ ملوك مصر در دويست و نود و هشت كشته شد - خلكان ، و الشيعي نسبة إلى شيعة الإمام عليّ بن أبي طالب كرّم اللّه وجهه - خلكان .