در مغرب و مصر دويست و شصت سال پادشاهى كردند چهارده نفر - لب .
سال دويست و نود و هفتم :
أبو عثمان حيرى از طبقه ثانية از شاگردان شاه شجاع كرمانى در دويست و نود و هفت از دنيا رفت ، و شاه شجاع در دويست و هفتاد و در سيصد نيز گفتهاند - نفحات .
أبو محمّد عبيد اللّه ملقّب بمهدي ، يافتم من در نسب او اختلاف بسيارى ، صاحب تاريخ قيروان گويد : او أبو عبد اللّه ابن الحسن بن عليّ بن موسى بن جعفر بن محمّد بن عليّ بن الحسين بن عليّ بن أبي طالب ، و غير او گفتهاند : عبيد اللّه بن محمّد بن إسماعيل ابن جعفر الصّادق عليه السّلام « 1 » .
و بعضى گفتهاند : او عبيد اللّه بن التقيّ بن الوفيّ بن الرضيّ و اين سه كس را مستورون في ذات اللّه گويند ، و رضى مذكور پسر محمّد بن إسماعيل است ، و اسم تقي حسين است ، و اسم وفي أحمد است ، و اسم رضي عبد اللّه ، و مستور شدند اين سه كس از راه خوف بر نفس خود ، زيرا كه خلفاء بني العبّاس در طلب اين سه نفر بودند ، از جهت اينكه ميدانستند كه در ميان ايشان كسى هست كه قصد خلافت دارد - خل ، و از حرف صاحب تاريخ ابن خلكان معلوم مىشود كه اختلالى در نسب او هست ، برگشتيم بكلام ابن خلكان .
و ميگويند كه اسم او سعيد است ، و لقب او عبيد اللّه ، و زوج مادر او حسين بن أحمد بن محمّد بن عبد اللّه بن ميمون قداح ، زيرا كه كحّال بود ، و گفتهاند : چون مهدي رسيد بسجلماسه و خبر او رسيد باليسع مالك سجلماسه و او آخر ملوك بني مدرار بود ، و گفتهاند : آن كسى كه ميخواند مردم را به بيعت او أبو عبد اللّه شيعي بود با فريقيّه و گرفت او را اليسع و او را دربند كرد .
چونكه أبو عبد اللّه شيعي اين را شنيد جمع كثيرى جمع كرد و رفت بسجلماسه براى خلاص كردن مهدي ، چون اين خبر باليسع رسيد مهدي را در زندان كشت و چون اليسع لشكر را ديد گريخت ، و أبو عبد اللّه داخل زندان شد ، و مهدي را مقتول
هامش
( 1 ) نسب پادشاهان اسماعيلى كه در مصر حكومت كردند .