فصل سوم در تواريخ و وفيات سال دويست تا سال سيصد با قدرى از كليات سير
سال دويستم هجرى :
و سال دويست و پنجاه و چهارم ميلاد پيغمبر آخر الزمان صلّى اللّه عليه و إله و سلّم ، و سال هشتصد و بيست ميلاد حضرت عيسى ، و از تاريخ حال كه هزار و صد و چهار هجري است تا سال دويستم نهصد و پنج سال است ظه ، و ششهزار و يازده سال خلقت ، و ششهزار ششصد و يازدهء فرنگيان .
قاضى أبو البختري وهب بن وهب معاصر حضرت صادق عليه السّلام در دويست هجري مرد - خل . فوت معروف كرخي در مأتين صحبت او با داود طائى مىبود - نفحات ملّا جامي . در أيّام مأمون در سال دويست ظاهر شد در مكّه و نواحى حجاز محمّد بن جعفر بن محمّد بن عليّ بن الحسين رحمهم اللّه و مردم را به خود دعوت نمود ، و بسوى او دعوت كردند سمطيّه از شيعه و بامامت او قائل شدند ، و بعضى گفتهاند كه محمّد بن جعفر در ابتداء مردم را بمحمّد بن إبراهيم طباطبا دعوت مىنمود ، محمّد بن إبراهيم كه مرد مردم را به خود خواند و خود را أمير المؤمنين ناميد ، و در آل عليّ عليه السّلام به غير از محمّد بن جعفر اظهار امامت و أميرالمؤمنين بودن نكرد و او را ديباج ميناميدند لحسنه و بهائه ، او را گرفته بخراسان بردند پيش مأمون در مرو و بعد بجرجان بردند و در جرجان مرد .
و در سال دويست ظفر يافت حماد معروف بكندغوش بر أبي السرايا لشكردار طباطبا ، و أبي السرايا را آورد پيش حسن بن سهل و او را كشتند و در سر جسر صلب كردند و در سال دويست مأمون رجاء بن أبي الضحاك را فرستاد با ياسر خادم تا حضرت امام رضا عليه السّلام را بياورند مكرما ، و حضرت را بمرو آوردند و مأمون اكرام و احترام لازم بتقديم رسانيد ، و أخبرهم انّه نظر في ولد العباس و ولد علي عليه السّلام فلم يجد في وقته