سال صد و نودم :
يحيى بن خالد برمكى وزير هارون الرشيد در صد و نود مرد ؛ و در سنهء صد و نود قيصر روم بجنگ بيرون آمد با هارون و بعد از محاربه صلح كردند بر اينكه قيصر هر سال سيصد هزار دينار بدهد ، و بعد از نقض عهد هارون در سرما بروم رفت و بار ديگر صلح نمودند .
سال صد و نود و يكم :
عبد الرحمن بن القاسم بن جنادة عتقي بالولا فقيه مالكى زاهد و عالم و شاگرد مالك بود سنهء صد و نود و يك مرد - خل .
سال صد و نود و دوم :
شخوص هرثمه بسوى خراسان در صد و نود و دو - طبرى .
سال صد و نود و سوم :
فوت أبو بكر شعبة بن عيّاش يكى از دو راوى عاصم قارى در صد و نود و سه و ولادتش در نود و پنج ، و سه بار قرائت را بر عاصم خوانده بود - شرح شاطبي .
فوت هارون الرشيد در سنهء صد و نود و سه در وقتى كه رافع بن ليث بن نصر سيّار خروج كرد و بر ماوراء النهر مستولي شد ، و هارون به جهت دفع او عزيمت خراسان كرد و چون به طوس رسيد بيمار شد و مرد ، ولادتش در صد و چهل و نه ، و هارون دو پسر داشت : محمّد أمين و مأمون ، ولايت شرقي را بمأمون ، و غربى از عقبهء حلوان تا هر جا از حدود اسلام باشد بأمين داد ، و روم و ديار بكر و آذربيجان به پسر ديگر كه نام او مؤتمن بود داد ، و در خطبه أوّل نام أمين و دوم نام مأمون خوانده ميشد ، و معتصم و پسر ديگر خود را در حساب نياورد .
و چون أمين در بغداد پادشاه شد عليّ بن عيسى را با لشكرى تمام بجنگ مأمون فرستاد ، و مأمون طاهر ذواليمينين را فرستاد ، و أمين كشته شد در خامس محرّم صد و نود و هشت - لبّ ؛ كشته شدن أمين برادر مأمون در صد و نود و هشت