أحدا أفضل و لا أحقّ بالأمر من علىّ بن موسى الرضا عليه السّلام ، فبايع له بولاية العهد و ضرب باسمه الدراهم و الدنانير ، و امّ الفضل دختر خود را بآنحضرت داد - مروج .
ملّا جامي در كتاب نفحات الانس از امام قشيرى نقل نموده كه بعد از زمان رحلت حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله و سلّم صحابه بودند ، و بعد از آن تابعين ، و بعد از آن تبع تابعين گويد :
ثمّ اختلف النّاس و تباينت المراتب ، فقيل لخواص النّاس ممّن لهم شدّة عناية بأمر الدّين الزهّاد و العبّاد ، ثمّ ظهرت البدعة و حصل التّداعي بين الفرق فكلّ فريق ادّعوا انّ فيهم زهّادا فانفردوا ، و خواصّ أهل السنّة و الجماعة مراعون أنفاسهم مع اللّه الحافظون قلوبهم عن طوارق الغفلة باسم التصوّف ، و اشتهر هذا الاسم لهؤلاء الأكابر قبل المائتين من الهجرة . انتهى .
حكايت شقيق بلخى و ملاقات به حضرت امام موسى عليه السّلام در سال صد و چهل و نه .
و حضرت را كه ديد گفت : هذا الفتى من الصوفيّة يريد أن يكون كلّا على النّاس تا آخر ، و اين حكايت دلالت مىكند بر اينكه صوفيه در اين تاريخ بودهاند ، و هميشه بار مردم بودهاند .
سال دويست و يكم :
و سال هشتصد و بيست و يكم ميلاد حضرت عيسى ، و سال دويست و پنجاه و پنجم ميلاد پيغمبر آخر الزمان عليهما السّلام .
جواسيس مأمون إبراهيم بن مهدى را در بغداد ميخواستند و در دويست و هفت بر او ظفر يافتند - مروج .
در دويست و يك بابك خرّم دين در آذربيجان خروج كرد ، و مأمون لشكر بدفع او فرستاده منهزم شدند ، و بابك قوّت گرفته فتنهء او تا زمان معتصم بود - لب .
و در سال دويست و يك قحط عظيم در بلاد مشرق و و با در خراسان و غيرهما ، و در اين سال بابك خرّمى ببلاد بدين در اصحاب جاويدان بن شهرك خروج كرد ، و بدين از بلاد آذربيجان و ران و بيلقان است - مروج .