ديگر آنكه فتح الملك از بيگلر بيگىگرى شهر معزول شده ، معين همايون فراشباشى حكومت بيگلربيگى شد . ديروز هم حضرت و الا شعاع السلطنه خلعت بيگلربيگىگرى شهر را به معين همايون مرحمت فرموده بودند ، پوشيد .
مورخهء چهارشنبه پنجم شهر جمادى الاولى سنهء 1319 مطابق بيست و يكم اگست 1901 .
كارهاى حكومتى مثل سابق است . شهر و بيرونها تا يك اندازه منظم است . حضرت و الا شعاع السلطنه همين قسم با اندرون در باغ ارم و رشك بهشت تشريف دارند و هفتهاى سه چهار روز به جهت رسيدگى به كارهاى حكومتى به شهر تشريف مىآورند و عصرها مراجعت به باغ ميكنند . اينكه تاكنون در باغ توقف دارند بيشتر علت اين است كه عمارتى تازه در ارگ حكومتى ساختهاند و هنوز تمام نشده ، معطل اين هستند كه عمارات جديد به كلى تمام شود آنوقت به شهر تشريف بياورند .
ديگر آنكه پسر مرحوم حاجى ميرزا محمود تاجر كازرونى شخص قصابى را براى حساب شش تومان كتك زده بود ، قصاب به حكومت عرض كرده ، از طرف حكومت فرستادند پسر حاجى ميرزا محمود را آورده حبس كردند . يك روز و يك شب مشار اليه را نگاه داشته ششصد تومان او را جريمه كرده مرخص كردند .
ديگر آنكه حاجى احمد خان پسر حاجى محمد عليخان كرّانى يك نفر خواجهء سياه دارد ، از قرار مذكور به عرض حضرت و الا شعاع السلطنه رسانيدهاند كه اين خواجهء مشار اليه خيلى تعريف دارد . حضرت و الا شعاع السلطنه يك دو مرتبه فرستاده بودند كه خواجهء خود را بفرستد ببينند ، پسر حاجى احمد خان خواجه را نفرستاده بوده و گويا جواب هم داده بوده كه " مگر هر كس هرچيز خوب داشته باشد بايد حضرت و الا ببينند ؟ " . ميروند تفصيل را به حضرت و الا عرض ميكنند ، ايشان هم حكم كرده دو سه روز بعد چند نفر آدم ريختند در خانهء حاجى احمد خان كه خواجه را ببرند ، اهل منزل مشار اليه هم تمام از زن و مرد با خواجه از درب ديگر فرار كرده رفتهاند در آستانهء حضرت سيد علاء الدين حسين بست نشستهاند . ديگر هنوز معلوم نيست كه چه حكمى دربارهء آنها شده است .
ديگر آنكه چند شب است كه حضرت و الا شعاع السلطنه در باغ حكومتى روضهخوانى مىكنند و سفره ميدهند .
مورخهء چهارشنبه دوازدهم شهر جمادى الاولى سنه 1319 مطابق بيست و هشتم اگست 1901 .
دو نفر از فراشهاى جناب معتمد السلطنهء وزير مست كرده و در كوچه بدمستى و شلوغ مىكردند و خيلى فحش به لوطيهاى شيرازى و غيره مىدادند ، چند نفر كسبه آن دو نفر فراش را گرفته با حالت مستى درب باغ حكومتى برده به مهين همايون بيگلربيگى عرض كرده ، ايشان هم به حضرت و الا عرض ميكنند . حضرت و الا هم حكم كرده آنها را چوب زيادى زده ، يك دو روز
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 647
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٦٤٧