دو تومان تسعير كرده بودند نقدا مىگرفتند - حال حكم شده كه تمام جنس را بجنسه از ملاك بگيرند ، مردم خيلى مضطرب هستند ، علما تلگراف كردهاند به حضرت اشرف صدر اعظم تا چه جواب آنها برسد .
ديگر آنكه ميانهء طايفهء كشكولى و درهشولى قشقايى در كازرون جنگ شده ، دو سه نفر از طرفين كشته شده است ، از طرف حكومت تفنگدارباشى با سوار و سرباز مأمور شده كه برود يا مقصرين را گرفته بياورد يا تنبيه نمايد .
ديگر آنكه انتظام الممالك پسر قوام الملك كه رفته بود جلو طايفهء عرب كه از كربال و مرودشت آنها را رد نمايد ، چند روز است كه مراجعت كرده و از قرار مذكور خوب طايفهء عرب عبور كردهاند ، به دهات مردم چندان اذيت و خسارتى وارد نياوردهاند .
ديگر آنكه طايفهء شش بلوكى قشقايى در مرودشت پنج شش ده را چاپيدهاند و عملهء بهادر خان پسر سهراب خان هم در قير و كازرين بيشتر از دهات آنجا را چاپيدهاند ، معلوم نيست چه وضع شده حالت حاليهء فارس خيلى مغشوش است .
ديگر آنكه چند روز است سركار و الا فرمانفرما حكم كرده اطراف عمارات ديوانى را قراول خانه ساختهاند و به ميدانهاى دور ارگ درب گذارده ، يك ساعت از شب گذشته دربها را قفل مىكنند كه احدى تردد ننمايد و پنجاه نفر سوار با تفنگ فشنگ گذارده از اول شب تا صبح دور ارگ مىگردند كه خيلى مشكل است كسى از آن اطراف شهبا عبور نمايد .
ديگر آنكه گندم يك من تبريز بيست و هشت شاهى و جو يك من چهار عباسى است ولى برنج بواسطهء اينكه اول برنج نو است حال يك من دو قران الى سى و پنج شاهى هست ، قيمت نان از قرار قيمت گندم است .
ديگر آنكه الحمد الله دو مرتبه باران خوبى آمده خيلى بجا و بموقع بود به جهت گرمسيرات ، ولى بعض جاها كه ذرت و شلتوك و تنباكوى خود را جمعآورى نكرده بودند قدرى ضرر وارد شده است ، نفع اين باران بيشتر از ضرر است ، هوا هم قدرى از آن عفونت و خشكى بيرون آمده ، فورا از هر جنس يك من يك شاهى ارزان شده است .
ديگر آنكه از طهران هيچ تقويتى در امورات حكومت نمىشود ، سركار و الا فرمانفرما هم كارها را بهل دادهاند ، مردم هم در تكليف كارهاى خود حيران هستند .
ديگر آنكه جناب شريعتمدار آقا ميرزا ابراهيم محلاتى مجتهد كه از كربلا به شيراز آمدند روز ورود ايشان تمام علما و تجار و كسبه استقبالى از ايشان كردند ، از جمعيت مرد و زن قريب ده هزار نفر در صحرا بود چنانچه از چنار راهدار كه دو فرسخى شيراز است الى درب دروازه پشت سر هم آدم ايستاده بود ، با احترام زياد ايشان را وارد شهر كردند ، بيگلربيگى و انتظام الممالك پسران جناب قوام الملك هم تا يك فرسخى با سوار و جمعيت زياد ايشان را وارد شهر كردند .
ديگر آنكه در طهران هرچه مطالبهء باقى را از سركار و الا فرمانفرما مىنمايند جواب درستى نمىدهند . جناب نظام السلطنه وزير ماليه نصير الملك و بهجت الملك را در تلگرافخانه حاضر
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 555
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٥٥٥