تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
هفته سفرشان طول خواهد كشيد . ديگر آنكه حاجى رستم خان پسر فتحعلى خان نايب الحكومهء لارستان پس از آنكه خود فتحعلى خان دور قلعهء او رفت بعد از چند ساعت شليك تفنگ آمده روى پاى فتحعليخان افتاد كه از تقصيرش بگذرد . ديگر آنكه اهل سورمق و آباده بر حاكم خود شورش كرده‌اند به واسطهء دو فرقه شدن آنجا حكومت هم حكم كرده كه سورمق از آباده موضوع شود سپرده به قوام الملك شود . ديگر آنكه سه روز ملخ زياد به باغستان مسجد و دور شهر آمد ، قدرى خرابى كرد بعضى از حاصل صيفى را از قبيل پنبه و جاليز كه تازه سبز شده بود خورد و به طرف فسا رفت . ديگر آنكه امساله حاصل ترياك دور شهر خيلى بد شده كه هر قطعه زمينى كه هر ساله سه چهار من ترياك ميكرد امسال يكچهارك الى نيم من كرده است ولى فسا و نيريز و داراب چندان خراب نشده است ، خوب است . ديگر آنكه نواب مستطاب و الا از رامجرد مراجعت كردند . ديگر آنكه دو فوجى كه به سركردگى نصر الله خان سرتيپ مأمور فارس بودند قدرى از آنها وارد شده‌اند ما بقى هنوز وارد نشده‌اند ولى سرتيپ آنها وارد شده و در باغ نو منزل دارد . ديگر آنكه ترياك امسال در اغلب بلوكات خرابست ، از قرار خبر صحيح در نيريز و اصطهبانات هيچ نشده در نيريز هر سال بيست يا بيست و پنجهزار من ترياك مىشد امساله به قدر دو هزار من عمل نيامده در فسا بهتر از جاهاى ديگر است به همه جهت امسال ترياك فارس خيلى كمتر از پارسال است . ديگر آنكه سيف السلطنه افواج خود را از هرجا كه ميرسند جلو روانه مىكند كه در راه به جهت آذوقه به آنها سخت نگذرد و خود مشار اليه هم نقل مكان به باغ جهان‌نما كرده است تا نيمه اين ماه توقف در آنجا خواهند كرد كه تمام افواج خود را جمع كرده روانه شود . ديگر آنكه از قراريكه خبر از بلوكات رسيده ملخ تمام صيفى را خراب كرده است باغستانها را هم خورده است خيلى ضرر به بلوكات رسانيده است . ديگر آنكه اطراف شهر و بيرونها منظم است خبرى نيست . مورخهء روز شنبه سيم شهر ذيقعده الحرام 1307 مطابق بيست و يكم ماه جون مسيحى 1890 .

از 4 ذيقعده 1307 مطابق 22 جون 1890

چند روز است بروز ناخوشى فجاء شده در اين هفته سه نفر از اين ناخوشى مرده‌اند ، يكى از آنها حاجى سيد ابراهيم بهبهانى پيشنماز از اين ناخوشى فوت شده بعضى از اهل بازار دكاكين خود را بستند و در گذرها ختم نشسته‌اند و بعضى از اهل محل در تعزيه‌دارى هستند . ديگر آنكه حاجى نصير الملك از پيشكارى تمارض كرده و در خانه نشسته بيرون نمىآيد تمسكات مالياتى كه از هركس گرفته بشود به جهت نواب مستطاب و الا معتمد الدوله فرستاده و استعفا كرده است