تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
از قراريكه از فسا خبر رسيده به قدر هفتاد هشتاد خانه خراب كرده است و چند نفرى زير انبوه شده‌اند و چند نفرى زخمى . از جاهاى ديگر خبر درستى نرسيده است . ديگر آنكه مقصرين داراب را كه قوام الملك همراه به شيراز آورده بود به حضور نواب مستطاب و الا معتمد الدوله آورد حسين خان را حكم به طناب كردند و باقى را چوب زدند . همين كه طناب به گردن حسين خان انداختند و كشيدند قوام الملك توسط كرده ، طناب را برداشتند و آنها را در حبس حكومتى بردند . ديگر آنكه ميرزا حبيب الله خان رئيس تلگرافخانهء ايرانى وارد گرديد . ديگر آنكه از قراريكه از جهرم اخبار رسيده شش محله و يك بازار را زلزله خراب كرده قريب دو سه نفر زير انبوه شده‌اند و از قرار مذكور در خشت و كمارج هم خرابى زياد نموده و جمعى زير انبوه رفته‌اند . ديگر آنكه سيف السلطنه با سه فوج از مأموريت فارس مرخص شده‌اند منتظرند كه عوض آنها برسد از طهران و اينها از شيراز حركت كنند . ديگر آنكه نواب جليل ميرزا رئيس تلگرافخانهء شيراز كه از رياست شيراز معزول شده بود به رياست كرمان مأمور شد و عنقريب خواهد رفت . ديگر آنكه ناخوشى دردگلو شيوع پيدا كرده كه بعضى آدمهاى بزرگ و اطفال را در گلو دانه مىزند بيشتر اطفال تلف ميشوند . ديگر آنكه حكومت بهبهان را به نواب نوذر ميرزا داده‌اند ، يوم قبل خلعت پوشيد تا آخر ماه روانهء بهبهان خواهند شد . ديگر آنكه نواب مستطاب و الا معتمد الدوله مأمور مخصوص در نزد داراب خان ايلبيگى فرستاده‌اند كه مشار اليه به شيراز بيايد و قرار ماليات هذه السنه را بدهند . ديگر آنكه حضرات اصطهباناتى كه از ابو القاسم خان حاكم پارسالهء خود به شكايت آمده بودند كه اجحاف و تعدى به آنها كرده بوده او را امساله از حكومت آنجا معزول كردند . حكومت حكم كرده هرچه قسم بخورند كه ابو القاسم خان تعدى به آنها كرده است از عهده برآيد . ديگر آنكه حكومت خشت و كمارج را به همان محمد ابراهيم خان سرتيپ حاكم پارسالهء خشت دادند . ديگر آنكه جناب حاجى نصير الملك دو سه روزى تمارض كرده كه پيشكارى فارس را نمىكنم سركار و الا معتمد الدوله خيلى استمالت كردند او را به دفتر آوردند ولى گفته است كه عمل پارسال را مىگذرانم ديگر مداخله نخواهم كرد . چون طرف مقابلى ندارد اين تمارض‌ها از اين است كه تملقى از او حكومت بگويد . ديگر آنكه از قراريكه از فسا متصل خبر ميرسد دائما زلزله در آنجاها مىآيد ، خيلى خرابى كرده است . ديگر آنكه از قراريكه مذكور است قوام الملك اين سفر خيلى تعدى به اهل داراب كرده است